ملّة إبراهيم ودعوة الأنبياء والمرسلين وأساليب الطغاة في تمييعها وصرف الدعاة عنها
تاریخ انتشار : 1400/4/27
بازدید : 18
سال نشر : 0
تعداد جلد : 0
صفحات : 0
این کتاب توسط یکی از نظریه پردازان گروه های تکفیری، به نام ابو محمد عاصم المقدسی، به رشته‌ی تحریر درآمده و عمده مطالبی را که او در این کتاب مطرح نموده، به شرح ذیل می‌باشد: 1- تبیین ملت ابراهیم (علیه السلام) که عبارت می‌باشد از خالص نمودن عبادت را برای خداوند و برائت جستن از شرک و مشرکان. 2- خلاصه نمودن مهم ترین ویژگی‌های ملت ابراهیم (علیه السلام) را در اظهار برائت از مشرکان و معبودات شان؛ اعلام نمودن کفر خود را نسبت به مشرکان، خدایان آنان، مناهج، قوانین و شرایع مشرکانه‌ی آنان؛ آشکار نمودن بغض و دشمنی خود را نسبت به آنان. 3- مستدل نمودن پیروی خود را از ملت ابراهیم (علیه السلام) به ادله‌ی ذیل: آیه 130 سوره بقره (ومن يرغب عن ملة إبراهيم إلا من سفه نفسه)؛ اکتفا نکردن حضرت ابراهیم (علیه السلام) به توحید نظری تنها و پرداختن به توحید عملی؛ عیب گرفتن پیامبر (صلی الله علیه وآله) بر معبودات مشرکان از ابتدای دعوات و اخراج شدن از مکه به خاطر آن. 4- پر زحمت بودن راه مبارزه با طاغوت که باید رنج‌ها را تحمل کرد و نباید با طاغوت از در سازش وارد شد. 5- ملت ابراهیم فصل ممیز مؤمن از کافر می‌باشد و به وسیله‌ی آن اولیای رحمن از اولیای شیطان جدا و متمیز می‌شوند. 6- برشمردن پارلمان، مجلس قانون گذاری و ... را از مظاهر طاغوت. در اثنای این کتاب برخی از شبهات نیز مطرح گردیده و از سوی نویسنده پاسخ داده شده که به اختصار چنین می‌باشد: 1- ما مأمور به پیروی از ملت محمد (صلی الله علیه وآله) هستیم نه ملت ابراهیم، شما چرا خود را پیرو ملت ابراهیم می‌دانید؟ جواب: ما اگر خود را پیرو ملت ابراهیم می‌دانیم به دلیل آیه 4 سوره ممتحنه (قد كانت لكم أسوة حسنة في إبراهيم والذين معه إذ قالوا لقومهم إنا برءاؤا منكم ومما تعبدون من دون الله كفرنا بكم وبدا بيننا وبينكم العداوة والبغضاء أبداً حتى تؤمنوا بالله وحده ...) است که در آن حضرت ابراهیم (علیه السلام) اسوه معرفی شده است. 2- پیامبر (صلی الله علیه وآله) در مکه با مشرکان مداهنه و سر سازش را در پیش گرفته بود و اظهار برائت از مشرکان در مدینه صورت گرفت و آیه‌ی 4 سوره ممتحنه که متضمن اعلام برائت از مشرکین است، در مدینه نازل شده است. جواب: اسلام دین کاملی است و کسی که فرق بگذارد بین مکی و مدنی، بسیاری از ادله شرعی را تعطیل کرده است و پیامبر (صلی الله علیه وآله) به پیروی از ابراهیم در مکه و مدینه (در حال ضعف و قوت) دعوت به توحید و برائت از شرک داشته است. 3- ملت ابراهیم (اظهار برائت از مشرکان) مرحله‌ی اخیر از مراحل دعوت است و قبل از آن موعظه‌ی حکمت آمیز و جدال احسن می‌باشد و وقتی نوبت به مرحله‌ی اخیری می‌رسد که دو مرحله‌ی قبل کارساز نباشد. جوب: ملت ابراهیم از این جهت که اخلاص عبادت برای خدا و کفر ورزیدن به تمام معبوداتی غیر از خدا است، تأخیرش درست نیست و باید در آغاز باشد. 4- اظهار عداوت از سوی پیامبر (صلی الله علیه وآله) از آغاز بعثت، با آیه 108 انعام (ولا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا بغير علم) سازگار نیست. جواب: این که پیامبر (صلی الله علیه وآله) در ابتدای بعثت، عیوب آلهه را بیان نموده، مقصودش بیان توحید برای مردم بوده است اعم از توحید نظری و عملی؛ ولی آیه‌ی مذکور، از سبّ تنها نهی کرده و مراد از آن بیان توحید نیست. 5- پیامبر (صلی الله علیه وآله) از ابوطالب که مشرک بود برائت نجست؛ بلکه تحت حمایت او قرار گرفت و این عمل کرد او منافی با ملت ابراهیم (اظهار برائت از مشرکان) می‌باشد. جواب: تنافی و تعارضی بین آن دو نیست؛ زیرا برائت از آلهه و کفر به طواغیت، اولین گام در طریق مسلمان شدن است؛ اما اظهار عداوت با مشرکین معاند وقتی آشکارا صورت می‌گیرد که طرف مقابل بر باطل و دشمنی با حق اصرار ورزد و آن را آشکار نماید؛ مانند آذر که دشمنی خود را با آیین ابراهیم آشکارا بیان کرد و ابراهیم (علیه السلام) هم از او برائت جست؛ امّا حضرت ابو طالب (علیه السلام) علی رغم این که بر کفر خود باقی ماند، بغض و عداوت خود را نسبت به حق، آشکار نکرد؛ بلکه بر عکس از پیامبر (صلی الله علیه وآله) دفاع کرد؛ هر چند که این دفاع از روی عصبیت و روابط نسبی بود. متاسفانه مقدسی تکفیری همچون وهابیت تکفیری قائل است که حضرت ابوطالب (علیه السلام) کافر بوده است در حالی که ایمان حضرت ابوطالب (علیه السلام) امری است روشن و بسیاری از علمای اهل سنت همانند: علامه محمد بن رسول برزنجی، اجهوری، تلمسانی، سیوطی، احمد بن حسین موصلی حنفی، محمد بن سلامة قضاعی، قرطبی، سبکی، شعرانی، قائل به آن می‌باشند و درباره‌ی ایمان او، کتاب‌هایی همانند: «بغیة الطالب لایمان ابی طالب»، «اثبات اسلام ابی طالب»، «السهم الصائب لکبد من آذی اباطالب»، «فیض الواهب فی نجاة ابی طالب» و «أسني المطالب في نجاة أبي طالب» به رشته‌ی تحریر درآمده است.[1] عمده ترین نقدی که بر این کتاب وارد می‌باشد، این است که نویسنده‌ی آن با نگاه تک بعدی که به آیات داشته، ملت ابراهیم را یک ملت عملگرای صرف و یک ملت مبارز معرفی کرده و از آیاتی همانند «أَ لَمْ تَرَ إِلَى اَلَّذِي حَاجَّ إِبْرٰاهِيمَ فِي رَبِّهِ أَنْ آتٰاهُ اَللّٰهُ اَلْمُلْكَ إِذْ قٰالَ إِبْرٰاهِيمُ رَبِّيَ اَلَّذِي يُحْيِي وَ يُمِيتُ قٰالَ أَنَا أُحْيِي وَ أُمِيتُ قٰالَ إِبْرٰاهِيمُ فَإِنَّ اَللّٰهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ اَلْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهٰا مِنَ اَلْمَغْرِبِ فَبُهِتَ اَلَّذِي كَفَرَ وَ اَللّٰهُ لاٰ يَهْدِي اَلْقَوْمَ اَلظّٰالِمِينَ»[2] که استدلال عقلی او بر اثبات توحید مطرح شده، غفلت ورزیده است؛ امّا اگر یک نگاه جامعی به آیات می‌داشت و این دو دسته از آیات را با هم می‌دید، هرگز قدم اول در طریق مسلمان شدن را برائت از مشرکان و طواغیت معرفی نمی‌کرد، بلکه قدم اول در این جهت را استدلال عقلی می‌دانست و برائت از مشرکان را آخرین گام معرفی می‌کرد. [1] ر.ک: https://www.alwahabiyah.com، سید مصطفی عبد الله زاده، مومن بودن حضرت ابوطالب (علیه السلام) از نگاه ابو زهره. [2] بقره، 258.
مرتبطات