4 نهاد اخوانی در «اردن»؛ تجزیه یا توزیع نقش ها؟
بازوان جماعت «اخوان» در کشور هاشمی «اردن»، از تحریک و تشدید علیه دولت دست نکشیدند. این جماعت در مه 2018 خواستار سرنگونی دولت دکتر «هانی الملقی» شد و ملت را به اعتراض و تظاهرات علیه تصمیمات ریاضت اقتصادی فراخواند. پس از آن «عبدالله دوم» پادشاه اردن، طی حکمی «عمر الرزار» را به عنوان نخست وزیر معرفی کرد؛ اما این جماعت آرام نشد.
تاریخ انتشار : 1398/7/30
منبع : ترجمه اختصاصی

در برهه­ه ای بحرانی، وضعیت دسته­ بندی یا توزیع نقش­ها میان جناح­های این جماعت در «اردن» به وضوح روشن است: حزب «جبهة العمل الإسلامی/ جبهه اقدام اسلامی» به عنوان بازوی سیاسی «اخوان» با اشکال مختلفی وارد عرصه شده است: سازش­پذیر، انقلابی و سکوت پیشه­ کردن؛ حال آنکه انجمن غیر قانونی «جماعت اخوان»، حزب «زمزم» و حزب «الشراکة و الإنقاذ/ مشارکت و نجات» مواضع متفاوتی اتخاذ کردند.

این چهار نهاد برآمده از جماعت «اخوان» در رابطه با اعتصاب معلم­ها در «اردن» موضع مشترکی اتخاذ کردند. با واردشدن اعتصاب به هفته چهارم، دولت با برخی از درخواست­های معلمان موافقت کرد؛ اما احزاب وابسته به «اخوان» مخالفت ورزیدند و خواستار ادامه اعتصاب شدند.

چرا این جماعت دسته­بندی شد؟

وضعیت «اخوان» در اردن را می­توان بر اساس پژوهش «طارق النعیمات» پژوهشگر اردنی متخصص در امور جنبش­های اسلامی تشریح کرد. از زمان انحلال شورای مشورتی و انتخاب ناظر کل جدیدی به عنوان جانشین «سالم الفلاحات» در سال 2008، اختلافات اخوانی­ها بالا گرفت؛ به گونه­ای که «کبوترها / میانه روها» و «بازها / تندروها» دو جناح جماعت پیرامون قطب­نمای جماعت دچار اختلاف شدند. جریان «کبوترها» خواستار ایجاد فضای باز بود و اولویت را به فعالیت کلی در عرصه داخلی می­داد تا توازن را تثبیت کند؛ در مقابل، جماعت سنتی بر مسأله فلسطین تمرکز دارد؛ «بازها» پیرامون اهمیت مشارکت سیاسی در انتخابات با «کبوترها» اشتراک نظر داشتند؛ اما همزمان در مقابل ایجاد فضایی باز برای تشکل­های سیاسی مانند سازمان­ها و احزاب، انعطاف­پذیری کمتری دارند. آنان ترجیح می­دهند که به جای آن بر جذب نیرو و تربیت تمرکز داشته باشند.

پژوهشگر در پژوهش منتشر شده خود با عنوان «تفكك الإخوان المستمر في الأردن/ تجزیه مستمر «اخوان» در اردن» تشریح می­کند که معمولا به «کبوترها» اینگونه نگاه می­شود که سقف انتقادات سیاسی آنان نسبت به دولت رو به ­کاهش است. اما «رحیل غبریل» و «نبیل الکوفحی» از فرماندهان میانی این گروه در سال 2010 یکی از جسورانه­ترین اقدامات سیاسی این جماعت را پیشنهاد دادند که آشکارا خواستار کاهش اختیارات پادشاه به نفع دولت متشکل از پارلمان منتخب بود.

در مقابل، جریان «بازها» که معمولا به داشتن فضای بسته و افراط گرایی توصیف می­شود، ایده «ائتلاف ملی اصلاح» را مهندسی کرد که اسلام­گرایان با همکاری شخصیت­های مستقل آن را طراحی کردند و توانست در انتخابات پارلمان 2016، از میان 130 کرسی، 15 کرسی کسب کند.

«النعیمات» معتقد است که این کوشش حداقل در ایجاد ائتلاف با شخصیت­های زیر موفق بوده است: اخوانی­هایی که مدت­ها پیش از این جماعت خارج شدند، شخصیت­هایی که اعتبار قبیله­ای دارند مانند «عبدالله العکایلة» و شخصیت­های صنفی مستقل و برجسته مانند «صالح العرموطی» رئیس سابق سازمان وکلا.

وی در ادامه گفت: «در بحبوحه این اختلافات، روند جدایی سرکردگان «کبوترها» به صورت پی­در­پی آغاز شد که با راه­اندازی گروه «زمزم» در سال 2013 از سوی برخی همراه بود. این گروه بعدها در سال 2016، مجوز تشکیل حزب سیاسی را دریافت کرد. اعضای آن از جماعت «اخوان» جدا شدند، مدتی بعد در فوریه 2015، «عبدالحمید الذنیبات» ناظر کل اسبق، درخواستی مبنی بر ثبت شاخه جدیدی موسوم به «جمعية جماعة الإخوان المسلمين/ انجمن جماعت اخوان المسلمین» ارائه داد که مشابهت اسمی آن با تشکیلات اصلی دولتی باعث شد تا مجوز قانونی تشکیلات دولتی ابطال گردد».

گروه «الذنیبات» موفق شد، مهم­ترین پایگاه­های این جماعت و برخی از منابع مالی آن را در اختیار بگیرد. این امر برخی از «بازها» را بر آن داشت تا وی را به همکاری با دولت در جهت تضعیف جماعت «اخوان» متهم سازند. از سوی دیگر، دولت مجور بازوی سیاسی «اخوان» یعنی حزب «جبهة العمل الإسلامي/ جبهه اقدام اسلامی» را تمدید کرد و این حزب به عنوان تنها رقیب سیاسی و قانونی این جماعت باقی ماند. در این میان، «سالم الفلاحات» ناظر کل سابق که از جماعت کناره­گیری کرد، در سال 2016 حزب «الشراکة و الإنقاذ/ همکاری و نجات» را تشکیل داد.

پژوهشگر دلایل افزایش نفوذ «اخوان» را بررسی می­کند؛ حال آنکه نفوذ جریان­های ملی­گرا و چپ­گرا در اواخر دهه هشتاد قرن گذشته رو به کاهش نهاد. وی احتمال قوی می­دهد که «اخوان اردن» از طریق فعالیت خیریه و دینی موفق شده است در انتخابات سال 1989 پارلمان، حدود یک چهارم کرسی­های مجلس را به خود اختصاص دهد.

دولت، تهاجم شدیدی علیه فعالان آنان آغاز کرد؛ زیرا از نفوذشان در مساجد، اصناف و انجمن­ها بیمناک بود. در نتیجه تصمیم گرفتند تا فعالیت دینی خود را کاهش دهند تا دولت تدابیر شدیدتری جهت سرکوب این فعالیت­ها اتخاذ نکند.

این پژوهش اشاره کرد که حضور «اخوان» در پارلمان «اردن» از آرزوی تشکیل ائتلافی مؤثر که بتواند قوانین را به اجرا بگذارد و تصویب کند به یک کوشش صرف اخوانی تبدیل شد که می­کوشد تا از افتادن در دام انزوا جلوگیری کند.

مرتبطات
آیا حزب الدعوه عراق از اخوان‌المسلمین تأثیرپذیرفته است؟
«سلفیت» در الجزایر چگونه به «مدخلیه فرکوسیه» تبدیل شد؟ - قسمت دوم
نسل دهه 90 «اخوان‌المسلمین» چگونه پرورش یافت؟
پیوستن جماعت اسلامی به اخوان‌‌المسلمين؛ جدایی گروه «محرّم‌‌بک» و شکل گیری مدرسه سلفیت
ارسال نظر