«ابوسمیه البریطانی»: پناهگاه های ایمن در غرب، پایگاهی برای جهاد جهانی
تشکیلات جهادی از مجموعه ای از شرایط قانونی و اجتماعی برای تشکیل بستری جهت بنیادگرایی دینی در «لندن» بهره برداری کرد که به دنبال آن طی دهه اخیر به مرکز اروپایی جهاد و افکار افراط گرایانه تبدیل شد.
تاریخ انتشار : 1398/11/8
منبع : ترجمه اختصاصی دبیرخانه کنگره

تشکیلات «جندالأقصی» که در سوریه تشکیل شد به عنوان یکی از تشکل-های مسلح و جهادی، قصد سرنگونی «بشار اسد» رئیس جمهور سوریه را دارد و به جنگ داخلی دایر در سطح داخلی و منطقه ای وارد شده است؛ اما میان دو تفکر و ایدئولوژی یعنی «جبهه النصره» و تشکیلات «داعش» تردید دارد. «کبیر احمد» ملقب به «ابو سمیه البریطانی» در سطح ارتباط تشکیلاتی و عضویت در «جندالأقصی» تصمیم نهایی خود را گرفت و به تشکیلات «داعش» در عراق پیوست.

در یکی از اسنادی که لو رفت، «المسبار» توانست به یک نسخه از آن دست یابد و به بررسی و مطالعه آن بپردازد. در این سند از «کبیر احمد» یا «ابوسمیه البریطانی» نام برده شده است و حاوی اطلاعات مهمی درباره وی می باشد. نام او در قالب «اطلاعات مجاهد» در بخش معروف به «اداراه کل مرزها» در تشکیلات «داعش» گنجانده شده است.

این اطلاعات نشان می دهد که وی در نیمه دوم دسامبر 1983 در انگلیس به دنیا آمده است. در رمضان سال 2013 به صفوف تشکیلات «داعش» پیوست. دوره  آموزشی را در «کشمیر» پاکستان گذراند. «این سند پرسش های مشخصی در رابطه با منطق امنیتی نظامی متناسب با نیازهای این تشکیلات تروریستی مطرح می کند» و به اطلاعاتی در رابطه با «جهادی» سابق و مکان وی پاسخ می دهد؛ اما به دوره ای که گذرانده است و تاریخ ورود او اشاره ای نمی کند.

«ابوبکر البغدادی» (او در سال 2019 کشته شد) در اواخر سال 2013 گسترش تشکیلات خود را اعلام و ادعا کرد که این تشکیلات به جای «الدولة الإسلامية في العراق» به «الدولة الإسلامية في العراق و الشام» تبدیل شده است. این امر یعنی اینکه تشکیلات «جبهه النصره» به سرکردگی «ابومحمد الجولانی» به تشکیلات «داعش» بپیوندد که در سطح تشکیلاتی و فکری میان آن دو اختلاف رخ داد. به دنبال آن، ده ها تن از عناصر وابسته به «جبهه النصره» که با نبرد میان این دو تشکیلات مخالف بودند، از این جبهه جدا شدند و تشکیلاتی با عنوان «سرایا القدس/ هسته های قدس» تشکیل دادند که به «جند الأقصی» تغییر عنوان داد.

سرکردگی این جدایی را «محمد یوسف عثمان العثامنه» ملقب به «ابو عبدالعزیز القطری» مؤسس «جند الأقصی» بر عهده داشت. این سرکرده فلسطینی تبار در عراق به دنیا آمد. با تشکیلات «القاعده» در افغانستان روابط مستحکمی داشت؛ اما هنگام بازگشت به عراق به صفوف تشکیلات «دولة العراق الإسلامية» پیوست. در اوایل سال 2012 به همراه «الجولانی» به سوریه وارد شد تا شاخه این تشکیلات در «شام» را تأسیس کند.

بنابراین، «ابوعبدالعزیز» از تأسیس «جند الأقصی» خبر داد که ساختار تشکیلاتی آن به صورت اساسی از مجموعه ای از مبارزان خارجی غیر سوری معروف به «مهاجرین» تشکیل می شود. این افراد از کشورهای عربی یا اروپایی به سوریه آمده اند و از تجربیات مبارزاتی و امنیتی سطح بالایی برخوردارند.

در یکی از تولیدات رسانه ای این تشکیلات، «ابو عبدالعزیز» مشارکت در نبرد میان «داعش» و «جبهه النصره» را رد می کند و اختلاف میان «الجولانی» و «البغدادی» را «تشکیلاتی» می داند که ورود به آن جایز نیست.

با توجه به آنچه که در سند موردنظر تصریح شده است، «ابوسمیه البریطانی» متأهل است و دو فرزند دارد؛ اما خانواده اش را رها کرد و به دنیای جدید و خیالی خود وارد شد. وی در دهه چهارم زندگی خود به تشکیلات «داعش» پیوست. تاریخ زندگی او سرشار از مراحلی از فعالیت جهادی است که نمی-توان آن را نادیده گرفت. با سابقه فعالیت در تشکیلات «القاعده» کار خود را آغاز کرد. در پادگان های این تشکیلات در پاکستان آموزش دید. علاوه بر این، او از زمانی که در انگلیس و به صورت مشخص در یکی از خیابان های شهر «داربی» به آدرس: (108madeley st derby de 238 ex –britain”) سکونت داشت، به صورت اساسی به فعالیت های تبلیغی دینی می پرداخت.

این امر از مقدم بودن بیشتر اعضای نسل اول «داعش» در نبرد حکایت دارد و از تبلیغات جهت جذب جوانان جدید نه تنها نمی کاهد؛ بلکه حتی در این زمینه به جذب کادرهای دیگر تشکل های جهادی نیز وارد می شود.

مرحله اصلی در زندگی «ابوسمیه» که از دروازه بزرگ آن به فعالیت های مختلف جهادی وارد شد به تشکل ها و پیش زمینه های ایدئولوژی و عقیدتی متفاوت او با جماعت «مهاجرون» برمی گردد؛ زیرا به صفوف آنها پیوست و در زمینه دینی به ویژه راه اندازی تظاهرات علیه گروه های حامی همجنس گرا و حمله به آنان در خیابان ها، به فعالیت پرداخت. این خود شاخصه دیگری است که باید در رابطه میان افراط گرایی با جناح راست و چپ و مواضع آن نسبت به مسائل حقوقی مدنظر قرار بگیرد.

از برجسته ترین سرکردگان این تشکیلات و یکی از بنیان گذاران آن می توان به «عمر بکری محمد» مبلغ سلفی اشاره کرد که فعالیت خود را در دهه هشتاد قرن گذشته در «لندن» آغاز کرد. تا اینکه در سال 2010، مقامات انگلیسی فعالیت او را ممنوع اعلام کردند.

«ابوسمیه» پس از تصمیم به جدایی از تشکیلات «جند الأقصی» در سوریه، کارت «تزکیه دینی» که کارت اصلی عبور و مرور این تشکیلات است را از طریق واسطه های معتبر دریافت کرد تا بتواند سفر کند و به صفوف تشکیلات «داعش» بپیوندد؛ واسطه هایی مانند «ابوطلحه آلمانی» و «عمر الروسی» که در شهر «سلقین» از توابع «ادلب» در شمال غرب سوریه حضور دارد که بر اساس مطالب موجود در این سند، در آن زمان، این شهر تحت سیطره «داعش» قرار داشت. به نظر می رسد «ابوسمیه» که ـ بر اساس اطلاعات موجود ـ از تحصیلات عالیه برخوردار است؛ اما سطح شرعی او «متوسط» برآورد می گردد.

بر این اساس، تصمیم گرفت تا هویت تشکیلاتی خود را تغییر دهد و تخصص خود را از جنبه «دینی» با جنبه «مبارزاتی» جایگزین سازد. اطلاعات موجود در این سند به روشنی نشان می دهد که او از میان گزینه های «مبارز»، «انغماسی» و «استشهادی»؛ گزینه «استشهادی» را برمی گزیند. علاوه بر این، تجربیات تشکیلاتی او در سوریه و پاکستان و گذراندن آموزش نظامی در این دو کشور نیز به او کمک کرد.

بنا به اظهارات وزارت امور خارجه انگلیس، «ابو سمیه البریطانی» دومین انتحاری در تشکیلات «داعش» به شمار می رود؛ زیرا در شهر «بیجی» در شمال «بغداد» دست به یک انفجار زد که به کشته شدن یک افسر پلیس عراقی و 7 افسر دیگر منجر شد. پیش از او، «عبد الوحید مجید» انگلیسی تبار اهل «کرولی» واقع در «وست ساکس» جنوب «لندن» در 40 سالگی به اقدام مشابهی دست زد و با یک کامیون حاوی چندین تن مواد منفجره در 6 فوریه 2013 به زندانی در شهر «حلب» سوریه حمله کرد.

مواضع علیه حقوق همجنس گرایان

منابع انگلیس چه روزنامه نگاران و چه منابع رسمی به شواهد دیگری اشاره می کنند؛ یعنی ریشه های عقبه فکری «ابوسمیه البریطانی». از زمانی که در انگلیس و به صورت مشخص در شهر شمالی «داربی» سکونت داشت و علیه مسائل همجنس گرایانه فعالیت داشت؛ به ویژه در چندین موضع اعتراض آمیز که همزمان با تظاهرات حامی حقوق همجنسگرایان به درگیری ها و تنش-هایی با آنان انجامید. به دنبال آن، دو بار از سوی دادگستری انگلیس محکوم شد.

زیرا به همراه 30 تن از مسلمانان عضو تشکیلات «المهاجرون» در «لندن»، در آگوست 2011، خواستار تظاهراتی جهت حمله به همجنس گرایان شد و همزمان به تظاهراتی که خواستار حقوق همجنسگرایان بود، یورش بردند.

روزنامه انگلیسی «دیلی میل» می نویسد: وی به اتهام جرایم تنفرآمیز نسبت به همجنس گرایان و توزیع بروشورهای تحریک آمیز علیه همجنس گرایی به 15 سال زندان محکوم شد. در برخی از این بروشورها عبارات زیر آمده است: «هم جنسگرایان به جهنم خواهند رفت» و «امیدواریم که آنان با ایدز بمیرند».

«خالد عکاشه» مدیر مرکز فکر و مطالعات راهبردی «مصر» به نوبه خود می-گوید: اروپا به صورت کلی و انگلیس به صورت ویژه، پناهگاه های امنی برای گروه های اسلام سیاسی و شماری از شخصیت های مبلغ دینی وابسته به جریان های جهادی ایجاد کرده اند؛ آنها بر فعالیت های این گروه ها، سرپوش می گذارند و به حمایت قانونی و حقوقی از آن می پردازند تا بر اقلیت های مسلمان به ویژه جوانان تأثیر بگذارند. علاوه بر این از حمایت های مالی برخوردارند و جوانان مسلمان را از طریق ایدئولوژی و روایات دینی ویژه خود جذب می کنند. در این ایدئولوژی، مفاهیم جامعه، دولت و خانواده مدنی در جهت تحقق پروژه سیاسی آن نادیده گرفته می شود و با این افراد سنتی قطع ارتباط می گردد.

وی افزود: این امر در مورد جماعت «المهاجرون» صدق می کند که از حمایت مالی گسترده و پشتیبانی انگلیس برخوردار است تا دامنه فعالیت آن گسترش یابد و موج های جذب آن در میان محافل اقلیت های اسلامی در انگلیس سرازیر گردد. این امر همزمان با شکل گیری عملیات «جهاد اسلامی» در افغانستان و جنگ های «بوسنی و هرزه گوین» و «چچن» صورت گرفت؛ لذا مبلغی سلفی مانند «عمر بکری محمد» مؤسس این تشکیلات، فرصت ها را جهت تحقق اهداف تشکیلات مناسب دید؛ بدون اینکه با مخالفت دولت انگلیس مواجه شود. این کشور از برگه اسلام بنیادگرا به عنوان یکی از ابزار فشار برای تحقق منافع سیاسی و ژئوپلتیک خود استفاده کرد؛ البته تا زمانی که جامعه داخلی آن در معرض خطرات مستقیم قرار نگرفته است. بنابراین، انگلیس از اواخر دهه هشتاد، به مرجعی تبدیل شد که بسیاری از جوانان اقلیت های انگلیس با گرایش های اسلامی به جهاد دینی جهانی روی آوردند.

دکتر «سعود الشرفات» پژوهشگر اردنی مؤسسه «واشنگتن» و متخصص در مسائل تروریسم و افراط گرایی نیز با این دیدگاه اتفاق نظر دارد؛ زیرا معتقد است که این تشکیلات از مجموعه ای از شرایط قانونی و اجتماعی جهت تشکیل بستری برای بنیادگرایی دینی در «لندن» بهره برداری کرده است که به دنبال آن طی دهه اخیر، به مرکز اروپایی جهاد و تفکرات افراط گرایانه تبدیل شد. از سوی دیگر، به کانالی جهت انتقال افراط گرایان به تشکیلات «داعش» مبدل گردید که از توسعه این تشکیلات در سطح بین المللی و افزایش خطر آن در آینده حکایت دارد؛ به ویژه زمانی که انگلیس با بازگشت نامشروط مبارزان خود از سوریه و عراق به این کشور موافقت کند.

وی اشاره می کند که اعضای این تشکیلات کوشیدند تا «دولة الخلافة الإسلامیة» را در «لندن» تأسیس کنند و نسخه ای زودهنگام از «داعش» را ایجاد کنند. از سوی دیگر، مشارکت آنان در چندین عملیات تروریستی و حادثه خشونت آمیز مانند انفجارهای سال 2005 «لندن» نیز اثبات شده است.

«شرفات» معتقد است که با توجه به نقش فزاینده آنان، دولت انگلیس چاره-ای ندید جز اینکه در سال 2010 بر اساس قوانین مقابله با تروریسم این کشور فعالیت آنان را ممنوع اعلام کند. علاوه بر این، «انجم چودری» یکی از مؤسسان این تشکیلات را در سال 2015 بازداشت کردند که در سال 2019 به صورت مشروط آزاد شد و فعالیت گروه های فرعی منتسب به وی نیز ممنوع شد. هرچند این تشکیلات، سیاست خارجی انگلیس و آمریکا نسبت به جهان اسلام را آماج انتقادات شدید و همیشگی خود قرار داد؛ اما مطالب بسیاری پیرامون این تشکیلات و دستاندرکاران آن وجود دارد که به روابط اطلاعاتی آنان با سرویس های امنیتی انگلیس مربوط می شود.

 

مرتبطات
داعش در یمن ؛گرفتار بازی بر سر قدرت در منطقه
5 جماعت مسلح در «ادلب» سوریه
«سروریه» دروازه تخریب اسلام و مهد جماعت های افراطی در اروپا
نگاهی به مصلحت‌اندیشی‌های القاعده؛ از رابطه با آمریکا و سعودی تا ارتباط با ایران و سوریه
لشکر طیبه و نسبت آن با دولت پاکستان
ارسال نظر