طالبان امروز چه کسانی هستند؟
طالبان 2021 دیگر طالبان 1996 نیستند. گرچه مبانی عقیدتی آن چندان تغییر نکرده اند لکن نحوه عملکرد و سازماندهی گروه دستخوش انعطاف پذیری قرار گرفته است. طالبان 2021 که 40 درصد خاک افغانستان را در تصرف دارد دیگر یک سازمان با رنگ و بوی قوم پشتون نیست بلکه حضور ازبک ها،تاجیک ها و حتی شیعیان هزاره در میان کادرهای طالبان نشان از تغییر رویکرد آن دارد. مولوی مهدی، والی شیعه، بلخاب در استان سرپل نمونه ای از رویکرد جدید و انعطاف پذیر گروه در تعامل با گروه های و جوامع محلی و مذهبی می باشد. هبت الله آخوند زاده در پیام خود با موضوع «توافق دوحه و پایان اشغال آمریکا» اظهار داشت که وظیفه جنبش اکنون «ارائه آموزش علمی و دینی با کیفیت ، مشاغل ، فرصت های تجارت و توسعه و رشد کلیه بخشهای دولتی» است .
تاریخ انتشار : 1399/11/30
منبع : www.lesclesdumoyenorient.com

گابریل رومانش

ترجمه ( از فرانسه): سعید غلامزاده

مقدمه

تصاویر حضور نمایندگان طالبان در ایران به یکی از پربازدیدترین تصاویر روز های اخیر تبدیل شد و حرف و حدیث های فراوانی را بر انگیخت. مدتی پیش از آن نیز تصاویر جلسه مقامات آمریکایی با طالبان در کانون توجه قرار گرفته و سوالاتی را نسبت به ماهیت طالبان و دلایل چنین اقداماتی در اذهان ایجاد کرده بود. این مذاکرات و تماس ها بدون شک نشان دهنده چرخشی معنا دار هستند. لکن سوال این است که این چرخش در کدام سوی میز مذاکره رخ داده است. آیا طالبان امروز همان طالبان پیش از سال 2001 است؟

گرچه جای این پرسش نیز وجود دارد که  تصویر موجود در اذهان عمومی از طالبان که شکل گیری آن به سالهای حاکمیت بلا منازع این گروه بر 98 درصد خاک افغانستان بر می گردد چه میزان با واقعیت های آن در همان سالها تطابق دارد؟ تصویری که ظاهرا بیش از آنکه منعکس کننده ماهیت طالبان باشد، زاییده روابط القاعده با طالبان و نیز حمله به کنسولگری ایران در مزار شریف است. گرچه به نظر می رسد این حمله که طالبان هرگز مسئولیت آن را نپذیرفت از سوی برخی نیروهای خودرأی و تندرو این گروه بوده است. البته این سخن نباید به تطهیر کامل طالبان از تمسک به روش های افراط گرایانه برای بسط فکری و سرزمینی خود تفسیر شود بلکه به معنی ارائه تفسیری واقع گرایانه و به دور از احساسات است.

پایگاه خبری تحلیلی «لِکِله دو مویان اوریان» در یاداشتی به قلم «گابریل رومانش» متخصص فرانسوی حوزه افغانستان و پاکستان و تحلیلگر وزارت داخلی فرانسه که ترجمه آن در ذیل می آید در پی یافتن پاسخ سؤال نخست است که طالبان امروز با طالبان دهه نود میلادی چه نسبتی دارد و دستخوش چه تحولاتی گردیده است؟

 امضای توافق نامه دوحه در فوریه 2020 مهر تاییدی بر دستاورد های سرزمینی طالبان بود . این توافق فراتر از  یک معاهده صلح ، نماد موفقیت استراتژیکی است که این گروه از سال 2014 در پیش گرفته است . معاهده مذکور همچنین ماهیت واقعی طالبان که مقاومت آن در تاریخ افغانستان بی سابقه است را زیر سؤال می برد.

خاستگاه ظهور و پیدایش طالبان

طالبان در نوامبر 1994 در جریان جنگ افغانستان ظهور کرد و  از سال 1994 کنترل استانهای جنوبی کشور[1] در «قندهار بزرگ» پشتون، استان های قندهار، هلمند و زابل، را در دست گرفت. آنها علی رغم سختی هایی که برای ظهور و استقرار در مناطق غیر پشتون و خصوصا مناطق کوهستانی تحت تصرف هزاره های شیعه در پیش داشتند، به تدریج 98 درصد از قلمرو افغانستان[2]  را تحت تصرف خود در آوردند.

«امارت اسلامی افغانستان» که توسط طالبان پایه گذاری شده بود جز از سوی پاکستان، عربستان سعودی و امارات متحده عربی توسط کشور های جهان به رسمیت شناخته نشد. فقدان چشم انداز سیاسی در درون این حرکت، حاکمیتی غیر منسجم را به وجود آورد و توانایی طالبان برای تامین خدمات عمومی در مناطق تحت تصرف را محدود کرد. به همین دلیل این گروه حتی در مناطقی که در ابتدا با حضور آنها موافق بودند حمایت مردمی را از دست داد. حوادث 11 سپتامبر و خودداری طالبان از تحویل اسامه بن لادن به آمریکا مداخله نظامی آمریکا و سقوط دولت طالبان را در پی داشت.  رهبران گروه مجبور به فرار از  افغانستان و پناه گرفتن  در مناطق قبایلی پاکستان شده و از همان مکان ها به مرور سازمانده ای شدند.

طالبان علی رغم این شکست سیاسی و نظامی، با سازماندهی گروه های پراکنده «مجاهدین» که از سال 2002 علیه حضور نیروهای بیگانه می جنگیدند، توانست خیلی سریع مجددا در افغانستان جای پایی برای خود باز کند. بعد از سال 2006، طالبان یک شورش بسیار تاثیر گذارتر را رهبری کرد که نیروهای خارجی را به تقویت حضور خود در خاک افغانستان مجبور نمود. از سال 2014 و در پی خروج نیروهای بین المللی[3]  طالبان همواره در حال گسترش در افغانستان بوده و در حال حاضر قریب به 40 درصد از قلمرو این کشور را تحت کنترل دارد و بر 30 درصد دیگر نیز نفوذ و تاثیر قابل توجهی دارد.[4]

طالبان توانسته است توانایی بالای خود برای هماهنگی سیاسی و اقتصادی به منظور مواجهه با تحولات افغانستان و خواسته های مردمی را به اثبات برساند. طالبان 2021 دیگر طالبان 1996 نیستند. و گرچه مبانی عقیدتی آن چندان تغییر نکرده اند لکن نحوه عملکرد و سازماندهی گروه دستخوش انعطاف پذیری قرار گرفته است.

ساختار قدرت در طالبان

طالبان از یک شبکه  پراکنده به رهبری گروه های محلی فاقد انسجام در سال 2001 به یک گروه سیاسی سازمندهی شده و متکی به ابزار نظامی مطلوب و مدیریت موازی، در سال 2020 تبدیل شده است.

از سال 2006 انتشار سند راهبری ( لحیا) از سوی کمیسیون فرهنگی طالبان نشان داد که این گروه به دنبال تضمین انسجام ساختاری و اتحاد درونی خود می باشد. این کتابچه مشتمل بر آیات قرآن و سخنان شخصیت های حنفی است و بر بیعت با امیر به عنوان فرمانده عالی و محلی تاکید دارد و رفتار هریک از مبارزان در مقابل دیگر شهروندان و نیز مبارزان دشمن را تعیین می کند.

دو مجلس وجود دارند که  تحت نظارت شورای رهبری فعالیت می کنند: میران شاه( منحصرا متشکل از شبکه حقانی) و شورای پیشاور. این دو شورا همانند فرماندهی محلی در مناطق عملیاتی عمل می کنند. این شوراها از یک جایگاه واقعی سیاسی برخوردار هستند  و بدون اینکه تصمیمات استراتژیک فرماندهی مرکزی را زیر سؤال ببرند مسئولیت اجرای عملیات ها را بر عهده دارند[5].

در مقیاس تاکتیکی نیز، این گروه در پیرامون «مهاز» ها شکل گرفته است. این واحد های نظامی از مبارزان محلی تشکیل شده اند که رهبران آن از طریق انتخابات محلی و نیز انتصاب هسته مرکزی تعیین می شوند. امیر مظهر فرماندهی عالی است و از سوی شورای رهبری معرفی می شود.

از سال 2010 طالبان بر بخش گسترده ای از خاک افغانستان کنترل دارند و به دنبال جذب حمایت جمعیت های محلی هستند. آنها کمیسون های مدنی تأسیس و به ساختارهای نظامی موجود اضافه کرده اند و اداره مناطق تحت کنترل را به این کمسیون ها سپرده اند. بنابراین فرماندهان «مهاز» ها دیگر مسئولیت مشکلات مربوط به مدیریت شهری را بر عهده ندارند، این امر همچنین به طالبان امکان می دهد تا كنترل متمركزتری بر شیوه های حكمرانی را بدست آورد [6].

اسلام سنتی و  ویژگی های فرهنگی

ساختار اعتقادی و تشریعی طالبان به اصلاح طلبی بنیادی مدارس دیوبندیه وابسته است که در قرن 18 میلادی و بر اساس فقه حنفی و با خصیصه مبارزه با استعمار پایه گذاره شده بودند[7] .

با این وجود عملکرد مذهبی طالبان، بیشتر رنگ و بوی قومی دارد. اسلام یکی از ابعاد فرهنگی مهم نزد پشتون های قندهار بزرگ است.  ادغامی که چندین قرن است میان هنجارهای مذهبی (مبتنی بر قرآن، حدیث، و فقه حنفی) و هنجارهای فرهنگی مبتنی بر پشتونوالی [8] به وجود آمده است یک ویژگی محلی به عملکرد مذهبی و جهاد بخشیده است. پشتونوالی, عمل به اسلام را به یکی از عناصر اصلی هویت پشتون تبدیل کرده است. ساختار قانونی و فقهی طالبان به همین نفوذ دوگانه مذهبی و فرهنگی بستگی دارد و علی رغم تاثیرات عقیدتی مبارزان عرب رویکرد سیاسی و مذهبی طالبان همواره منعکس کننده این خصوصیت محلی بوده است.

یک جنبش سیاسی ملی گرایانه

حرکت طالبان مدعی یک نبرد ملی گرایانه است. مبارزه ملی گرایانه آشکارا در تبلیغات این گروه که مبارزه علیه اشغالگرایان اجنبی را تداوم تاریخ افغانستان می داند خود را نشان می دهد. چنین نبردی بخش هایی از تاریخ افغانستان همانند جنگ های انگلستان و افغانستان یا شخصیت هایی چون احمد شاه درانی پایه گذار افغانستان نوین در قرن 18 میلادی است. اشعار و ترانه های حماسی طالبان در همین راستا هستند:

«ای افغان، بریتانیایی ها در کشور تو حضور دارند،

آنها همان دشمنان دیروز تو هستند که اجدادت شکستشان دادند و آنها گریختند

امروز آنها بر کرسی نشسته حکمرانی می کنند و بر کشورت مسلط شده اند»

« ای اژدهای غربی! وقتی ما همه راه ها را قطع کردیم کجا می توانی بروی؟

این کشور متعلق به قاضی عبدالله است، این کشور متعلق به قاضی عبدالله است

 ای اژدهای غربی! وقتی ما همه راه ها را قطع کردیم کجا می توانی بروی؟

این سکونت گاه احمد شاه بابا است[9]

این مشی ملی گرایانه طالبان منحصر به خود اوست و به آن این امکان را می دهد تا از تروریسم فراملی که در سال 2001 سبب سقوط طالبان شد متمایز شود. طالبان خود را به عنوان یک دولت ملی معرفی می کنند که تمایلی به درگیری با همسایگان نزدیک خود ندارد و خواستار به رسمیت شناخته شدن در عرصه بین المللی است. با این وجود ارتباطات این حرکت با سرویس اطلاعاتی پاکستان مانع از حرکت آن می شود. این ارتباطات تا سال 2014 کاملا ضروری بود لکن بعد از آن به دلیل کنترل بیشتر آنها بر خاک افغانستان این نیاز کمتر شد. راه اندازی دفتر رسمی در قطر در سال 2013 تمایل گروه برای استقلال و فاصله گرفتن از این حامی پاکستانی را نشان می دهد[10] .

استقبال از جهادیست های بین المللی توسط «امارت اسلامی افغانستان» در دهه 1990 مشهور و به دنبال مشارکت در جهاد افغانستان بود.گرچه  این حضور تابع طالبان بود اما گروه های خارجی یک نحوه استقلالی را برای خود حفظ کردند. بیعت مکرر رهبر القاعده با امیر افغان روابط بین آنها و همچنین استقلال نسبی آنها را اثبات می کند. تأثیر پذیری بین آموزه های دو گروه قابل مشاهده است. اصول اعتقادی القاعده که ایمن الظواهری در نامه خود به ابومصعب زرقاوی در ژوئیه 2005 مطرح کرد[11]  برآمده از  تجارب طالبان است  و عناصر تشکیل دهنده دکترین فعلی جنبش افغان(طالبان) را توصیه می کند. در این نامه به طور خاص به قرار دادن مبارزه با جمعیت شیعه در اولیت دوم، کاهش حداکثری تلفات غیرنظامیان ، خودداری از اجرای حدود تأکید شده است و بطور کلی محدودیت در اعمال خشونت برای جلوگیری از ایجاد تنفر در جمعیت های غیرنظامی را  مشاهده می کنیم. تمایل طالبان برای «جلب قلوب و اذهان»[12]  جدی است و در مورد همه مردم افغانستان اعمال می شود ، فارغ از اصول قومی ، قبیله ای یا فرقه ای.

عناصر مختلفی به این پویایی کمک می کنند ، به ویژه تمایل به ارائه یک رفتار نظامی و اداری فاقد هرگونه تمایل جنایی و فساد آمیز. تأسیس واحدهای ویژه « واحدهای سرخ» به فرماندهان محلی اجازه تقویت ظرفیت های قهرآمیز گروه را می داد[13] . این واحد ها  از جنگجویان حرفه ای و آموزش دیده  در مراکز ملی تشکیل شده اند و مستقل از فرماندهی های محلی هستند. این سیاست گرچه با سردی مورد استقبال فرماندهان مذکور قرار گرفت ، اما سبب یکسان سازی نسبی اقدامات طالبان در سراسر افغانستان شد.

ایجاد یک دولت موازی امکان راه اندازی مدارس و مراکز بهداشتی ، تأمین عدالت ، و نگهداری زیرساخت ها و شبکه های ارتباطی را  از طریق کمیسیون ها و نمایندگان استانی و محلی فراهم کرد. ارتباطات هبت الله آخوند زاده در پیام خود با موضوع «توافق دوحه و پایان اشغال آمریکا» اظهار داشت که وظیفه جنبش اکنون «ارائه آموزش علمی و دینی با کیفیت ، مشاغل ، فرصت های تجارت و توسعه و رشد کلیه بخشهای دولتی»[14] است . اگرچه طالبان اغلب به تأمین منابع دولتی و بودجه کاهش می یابد ، بنابراین طالبان دولتی را ارائه می دهند که هدف آن جایگزینی معتبر برای دولت فعلی کابل است. در حقیقت ، عدالت دادگاه های طالبان کارآمدتر و کم فاسدتر از عدالت دولت معرفی می شود[15]  .

طالبان به عنوان یک جنبش شورشی که نمی تواند به زیرساخت های دائمی تکیه کند ، به حمایت جمعیت های مناطقی که تحت کنترل یا رقابت هستند وابسته است . از زمانی که در رأس قدرت بر سراسر کشور بودند رویکرد آنها به حاکمیت سازگار شده است. موقعیت آنها در مقابل اعمال محلی ، به ویژه اعمال مذهبی ، سنت های سیاسی و اجتماعی و موقعیت نخبگان (پویایی قبیله ای و بزرگان جوامع) نرم شده است و سرکوبگری آن امروزه کمتر از دهه 1990 است.

 یارگیری و نفوذ در میان مردم

یار گیری های فعلی طالبان بر اساس نفوذ محلی و یک سیستم اداری و نظامی حرفه ای انجام می شود[16] . رزمندگان محلی به یک فرمانده مهاز متصل هستند و به طور منظم برای انجام عملیات در منطقه فعالیت خود فراخوانی می شوند. این مبارزان که اساسا به فرماندهان مستقیم و ارگانهای سنتی خود وفادار هستند به گروه این امکان را می دهند تا کاملاً در صحنه بازی محلی ادغام شود. این نیروها که به خوبی تعلیم ندیده اند و تحصص نظامی چندانی هم ندارند قادرند تا حضور طالبان را و نیز  قابلیت دسترسی به قلمرو خود برای تحرکات های لجستیك و شخصی را تضمین كنند همچنان که  مسئول جمع آوری بخشی از اطلاعات مورد نیاز هستند.

طالبان از گذشته در قندهار بزرگ و قبایل پشتونِ ساکن آنجا عمیقا ریشه دوانده است و احتمالا این نفوذ او  تا مدتهای طولانی باقی خواهد بود. رهبری گروه امروز نیز تا حد زیادی تحت سلطه مردان این منطقه است. با این حال ، این نفوذ در مراتب پایین تر ساختار سلسله مراتبی ، کمتر مشاهده می شود. تصمیم فعلی جنبش این است که برای کارکردهای محلی ، فرماندهانی را جذب کند که تا حد ممکن به ترکیب قومی و فرهنگی سرزمینی که باید اداره کنند نزدیک هستند. مولوی مهدی، والی فعلی ولسوالی بلخاب در استان سرپل ، ، یک شیعه هزاره است. تنها شیعه ای که در این گروه مسئولیت سیاسی گرفته است ، از سوی طالبان[17]  که در حال حاضر می خواهند خود را به عنوان یک جنبش فراگیر معرفی کنند موضوع  مصاحبه ای  قرار گرفت که در تاریخ 22 آوریل 2020  منتشر شده است. در سال 2010 ، (فقط) حدود 10٪ از کادرهای جنبش، غیر پشتون بودند لکن این رقم به طور مداوم در حال افزایش است[18] . طالب های تاجیک و ازبک از استانهای بدخشان ، فاریاب ، سرپل و تخار نمونه بارز آن هستند[19] .

 نتیجه

در بیست سال گذشته امارت اسلامی افغانستان یک ساختار داخلی و یک گفتمان خارجی ایجاد کرده است که به او امکان می دهند تا خود را به عنوان یک جنبش جهادیست که توسط شرکای خود شناخته می شود معرفی کند ، و در عین حال سیاست ملی گرایانه ای را به اجرا گذاشته است که به تمایل برای ایجاد یک دولت افغانی اسلامی در مرزهای فعلی کشور محدود می شود. آنها بر مشروعیت قوی مذهبی و احترام به اعمال و خصوصیات محلی تأکید دارند. با وجود حفظ ارتباط نزدیک خود با جنبش های جهادیست فراملی مانند القاعده ، به ویژه در سطح اعتقادی ، لکن طالبان خواهان شرکت در این جنگ نیست.

استقرار سرزمینی این جنبش در حال حاضر  قوی است. این گروه که خود را به عنوان جایگزینی برای دولت موجود معرفی می کند با ساختار غیرمتمرکز اما مبتنی بر یک سلسله مراتب مستحکم و منضبط به دنبال کاستن از  تأثیرات منفی درگیری ها بر روی افراد غیرنظامی است. طالبان به عنوان یک گروه مذهبی و  افغانی حمایت گسترده ای را در مناطق روستایی کشور به دست آورده ، اما هنوز در تلاش است تا خود را در شهرها که نخبگان غرب زده با حضور آنها خصومت دارند تثبیت کند.

 

[1] Stanford University, Mapping Militant Organizations, "Afghan Taliban.", Dernière modification juin 2018).

[2]  ibid

[3]  Les forces étrangères sont aujourd’hui limitées à la mission d’assistance et de formation Resolute Support de l’OTAN (80 pays contributeurs) et aux forces spéciales américaines qui mènent des actions de formation au profit de leurs homologues de l’Armée Nationale Afghane, mais aussi des opérations directes ou conjointes dans le cadre de la lutte contre le terrorisme

[4] ROGGIO Bill et GUTOWSKI Alexandra, “Mapping Taliban Control in Afghanistan”, The Long War Journal, consulté le 18 mars 2020.

[5] GIUSTOZZI Antonio, "Afghanistan : Taliban’s organization and structure", LandInfo, août 2017.

[6]  JACKSON Ashley & RAHMATULLAH Amiri, “Insurgent Bureaucracy : How the Taliban Makes Policy”, United States Institute of Peace, nov 2019.

[7] SEMPLE Michael, “Rhetoric, Ideology and Organizational Structure of the Taliban Movement”, United States Institute of Peace, Jan 2015.

[8] پشتونوالی نظام و سنت رفتاری قبیله‌ای در میان پشتون‌ها است.

[9] JOHNSON Thomas H. & WAHEED Ahmad, “Analyszing Taliban taranas (chants) : an effective Afghan propaganda artifact”, Small Wars & Insurgencies, 2011.

[10]  BORHAN Osman, “Taleban in transition 2 : Who is in charge now ?”, Afghanistan Analysts Network, juin 2016.

[11]  Ayman al Zawahiri, actuel dirigeant d’Al Qaïda, à l’époque numéro deux, adresse dans une lettre interceptée par les services américains des conseils teintés de réprimandes à Abu Musab Zarqawi, chef d’Al Qaïda en Irak et futur créateur de l’État Islamique en Irak, quant à sa gestion du conflit irakien.

[12] JACKSON Ashley, “The Taliban’s Fight for Hearts and Minds”, Foreign Policy, sept 2018.

[13]  Landinfo, "Afghanistan : Recruitment to Taliban", juin 2017.

[14]  Voice of Jihad, “Message of Amir-Al-Mumineen Sheikh ul Hadith Mawlawi Hibatullah Akhunzada (HA) regarding Termination of Occupation Agreement with US”, mars 2020.

[15]  JACKSON Ashley & WEIGAND Florian, “Rebel rule of law : Taliban courts in the west and north-west of Afghanistan”, Overseas Development Institute, mai 2020.

[16] Landinfo, "Afghanistan : Recruitment to Taliban", juin 2017.

[17] Voice of Jihad, “Video : Interview with governor of Balkhab – Mawlawi Mahdi Mujahid”, 24 avril 2020 Voice of Jihad, “Video : Interview with governor of Balkhab – Mawlawi Mahdi Mujahid”, 24 avril 2020

[18] Landinfo, "Afghanistan : Recruitment to Taliban", juin 2017

[19] OBAID Ali, “The Non-Pashtun Taleban of the North”, Afghanistan Analysts Network, 2017.

مرتبطات
ملا عبدالغنی برادر کیست ؟
سهیل شاهین ملقب به “حنجره طالبان” کیست؟
'طالبان تاجیک' کیستند؟
تأثيرمولانا سميع الحق بر طالبان
ارسال نظر