پازل شکل گرفته توسط جماعت نصرت الاسلام و المسلمین و گروه های مسلح در ساحل
ائتلاف گروه های سلفی مسلح موسوم به «جماعت نصرت الاسلام والمسلمین» که متشکل از مجموعه ای از نهادهای عملیاتی است ، سعی دارد عملکرد اعضای مختلف خود در ساحل را در پشت جبهه ای ظاهراً متحد مخفی کند، به گونه ای که از هرگونه واکنش شدیدتر به اقدامات جلوگیری کند
تاریخ انتشار : 1399/12/2
منبع : اختصاصی دبیرخانه کنگره

«جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» که  به عنوان یک سازمان عملیاتی در نظر گرفته می شود ، در واقع از چند گروه  سلفی مسلح با رهبران، ساختارهای سازمانی ، و اهداف مختلف تشکیل است.

  • تخمین زده می شود که 75 درصد از رفتار های خشونت آمیزی که به «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» نسبت داده می شود توسط «جبهه آزادسازی ماسینه» که در مرکز مالی و شمال بورکینافاسو فعالیت می کند انجام گرفته است.
  • گروههای عضو «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» از پشتیبانی مردمی چندانی برخوردار نیستند. آنها به طور فزاینده ای از شبکه های جنایی محلی و به ویژه «جیهه آزاد سازی ماسینا» استفاده کرده و حملاتی را علیه مردم غیرنظامی انجام داده اند.

 

حوادث خشونت آمیز منتسب به گروه های سلفی مسلح در ساحل (بورکینافاسو ، مالی و غرب نیجر) از سال 2017 تقریباً 7 برابر شده است. ساحل با بیش از 1000 واقعه خشونت آمیز در طول سال گذشته ، بیشترین افزایش در اقدامات خشونت آمیز افراطی در کل قاره آفریقا را  ثبت کرده است: 8000 کشته ، میلیون ها آواره ، تعداد زیادی حملات علیه مقامات و رهبران سنتی ، هزاران مورد تعطیلی مدارس و رکود قابل توجه فعالیت های اقتصادی نتایج این منازعات است.  

رفتارهای خشونت آمیز منتسب به «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» که از شمال مالی تا جنوب شرقی بورکینافاسو قابل مشاهده است ، بیش از 64٪ کل موارد منتسب به ستیزه جویان سلفی از سال 2017 را به خود اختصاص داده است. جبهه آزادی بخش ماسینا فعالترین گروه زیر مجموعه این سازمان است که اقدامات خود را از سنگرش در مرکز مالی تا سرزمین های بورکینافاسو امتداد داده است.

«جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» این ذهنیت را ایجاد کرده است که در همه جا حضور دارد و به طور اجتناب ناپذیری تسلط خود را گسترش می دهد. نباید  «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین»  را به عنوان نهادی با ساختار یکپارچه تحت امر فرماندهی واحد تصور کرد. این تصور  سبب غفلت از واقعیت های مرتبط با فعالیت سلفیان مسلح در ساحل  می شود. «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» یک ستاد مرکزی واحد ندارد ، فاقد سلسله مراتب عملیاتی است و با هیچ گروهی از مبارزان که ممکن باشد مستقیماً توسط ارتش هدف قرار بگیرند ، ارتباطی ندارد.

 

جماعت نصرت الاسلام و المسلمین چه کسانی هستند ؟

ائتلاف «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» در ابتدا از چهار گروه سلفی مسلح وابسته به القاعده تشکیل شده بود: «انصارالدین» ، «جیهه آزاد سازی ماسینا» ، «المرابطون» و «القاعده مغرب اسلامی در صحرا» . رهبران آنها در جهادیست های عرب، طوارقی و فولانی ساحل و مغرب بودند. منافع ، نفوذ سرزمینی و انگیزه های هر یک از این گروه ها از ابتدا بسیار متنوع بوده است(2). «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» در حال حاضر تنها با رهبران دو گروه اصلی یعنی ایاد آغ غالی از انصارالدین و آمادو کوفا از «جیهه آزاد سازی ماسینا» ، و به میزان کمتری توسط ابو جلیل الفولانی ، رئیس کتیبه سِرما ( شاخه ای از «جیهه آزاد سازی ماسینا») شناخته می شود.

ایاد آغ غالی، بنیانگذار انصارالدین ، رهبر «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» محسوب می شود. وی  در سال 2011 هنگامی که جنبش ملی برای آزادی آزاواد [1]از انتصاب وی به عنوان رئیس خود خودداری کرد انصار الدین را تأسیس نمود. آغ غالی، اصالتا از منطقه کیدال ، در شمال مالی است ، جایی که از دهه 1990  نقطه آغاز پیوستن وی به شورش طوارق بود . او به عنوان رهبر انصارالدین ، در سال 2012 ، با «القاعده مغرب اسلامی» و «حرکت ملی آزادسازی ازواد» متحد شد، و در ماه می از تأسیس یک دولت اسلامی در شمال مالی  خبر دادند. در ژوئیه 2012 ، انصار دین و «القاعده مغرب اسلامی» جدایی طلبان طوارق را به حاشیه رانده و  به ترتیب كیدال و تیمبوكتو را تحت كنترل خود درآورند.  و بدین ترتیب مناطق پرجمعیت تر مرکز و شمال مالی را اشغال کردند لکن در پی  مداخله نظامی فرانسوی-آفریقایی (عملیات Serval) که در ژانویه 2013 آغاز شد ، تروریست ها به مناطق روستایی واقع در سرزمین وسیع و ناهموار شمال مالی پناه بردند.

پس از متفرق شدن نیروهای انصارالدین در پی عملیات  Serval ، آمادوکوفا شروع به تبلیغ افراط گرایی در سراسر مرکز مالی کرد. گفته می شود کوفا که متولد نیافونکه، واقع در کشور مالی، و عضو جامعه فولانی هاست ، در تماس با مبلغان پاکستانی فرقه الدعوه در سالهای 2000 رادیکالیزه شده است(3).  وی که داعیه دار تأسیس تئوکراسی اسلامی است از نارضایتی های فولانی های دامدار به منظور ابزاری برای جذب نیرو بهره برداری کرد.

آمادو کوفا به عنوان رهبر «جیهه آزاد سازی ماسینا» ، برای بسط خوانش خود از شریعت در مرکز مالی، نسبت به دیگر گروه های تحت فرماندهی «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» مرگبارترین شورش ها را ترتیب داده است. به لطف ارتباط با ابراهیم دیکو از گروه  انصار الاسلام ، نفوذ و فعالیت های «جیهه آزاد سازی ماسینا» به شمال بورکینافاسو نیز گسترش یافته است.

پس از مرگ دیکو در سال 2017 ، گروه هایی از  ستیزه جویان سلفی با تکیه بر شبکه های جنایتکار موجود ، دست به عملیات هایی در مرز بین بورکینافاسو و نیجر زدند. نیروهای سابق انصار الاسلام به «جیهه آزاد سازی ماسینا» بازگشتند ، بنابراین این گروه دامنه خود را از مرکز مالی به سمت جنوب یعنی به شمال و مرکز بورکینافاسو گسترش می داد. «جیهه آزاد سازی ماسینا» که به دنبال یارگیری های محلی و کسب منابع مالی بود با بازگشت فزاینده به تاکتیک های خشونت آمیز ، به سرعت در این مناطق پرجمعیت تر پیشرفت کرد.

به گفته کارشناسان ، گروه های وابسته به «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» سالانه 18 تا 35 میلیون دلار درآمد کسب می کنند که عمدتا از طریق اخاذی در جاده هایی تحت کنترل آنها، و تا حدودی با آدم ربایی و گروگان گیری است 4 .

 

photo_2021-02-21_16-02-16111.jpg

 

«جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» پیوندهای خود را با «القاعده مغرب اسلامی» حفظ کرده است، گرچه گروه اخیر هرگز نتوانسته است پایگاه وسیعی از پشتیبانی محلی در ساحل ایجاد کند. علاوه بر این ، نفوذ منطقه ای آن ، حتی در الجزایر، خواستگاه اولیه آن نیز ، در حال کاهش است(5). مرگ رهبران وابسته به القاعده ، به ویژه عبدالمالک دروکدل، جمال عکاشه، علی مایشو و محمد اولد قطعاً روند کاهش نفوذ مستقیم شبکه جهانی القاعده بر روی جنگجویان «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» را تسریع خواهد کرد. ابهامی که در مورد وضعیت کنونی «القاعده مغرب اسلامی» و «المرابطون»وجود دارد ، تلویحا نقش «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» را برجسته می کند.

این مساله با تقریباً دو برابر شدن خشونت و مرگ و میرهایی که از سال 2016 به این سوی هر ساله در ساحل رخ می دهد ، تقویت شده است. اما این اقدامات تقریباً منحصراً توسط «جیهه آزاد سازی ماسینا»  صورت گرفته است. وابستگی «جیهه آزاد سازی ماسینا» به ائتلاف «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» پیشرفت آن را پوشانده و توجه نیروهای بین المللی و منطقه ای را به آن محدود کرده است.

 

اهداف ، تاکتیک ها و مناطق مختلف 

اگرچه «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» خود را به عنوان جبهه واحدی به نمایندگی از ایدئولوژی سلفی جهادی در ساحل معرفی می کند ، بسته به پویایی محلی ، که اقدامات گروههای تشکیل دهنده «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» را پشتیبانی می کند چهار حوزه مداخله را در این خصوص می توان مجزا کرد:

شمال مالی:

انصار الدین  از زمان تاسیس، در رقابت با سایر گروههای جدایی طلب طوارق است تا خود را به عنوان بازیگر اصلی در شمال مالی و جنوب الجزایر معرفی کند. آغ غالی در شمال مالی روابطی که سابقا به منظور تأمین امنیت و نفوذ سیاسی اش  با رهبران لائیک جامعه طوارق بر قرار کرده بود را نگه داشته و از این طریق دانش سیاسی خود را اثبات کرده است. اگرچه به احتمال زیاد آغ غالی و انصار الدین در قاچاق مواد مخدر یا قاچاق کالا دخیل نیستند ، اما مسلم است که آنها با دریافت عوارض و مالیات از اعضای شبکه های بین المللی جرایم سازمان یافته در شمال مالی ، از قاچاقچیان مواد مخدر در مسیرهایی که برای حمل کالاهای خود استفاده می کنند ، اخاذی می کنند (6.(

همکاری سابق بین آغ غالی  و رهبران «القاعده مغرب اسلامی» و «المرابطون» باعث شده است که او بتواند جایگاهی برای خود در جریان های ساحل و مغرب ایجاد کند. «القاعده مغرب اسلامی» و «المرابطون» در این منطقه برای تسهیل عملیات های قاچاق مسیری  را ایجاد کرده اند که درآمد قابل توجهی برای سازمان های آنها فراهم می کند. به دنبال کشته شدن رهبران «القاعده مغرب اسلامی» و «المرابطون» ، این عملیات احتمالاً بر عهده  انصارالدین گذاشته شده است. اتفاقی که در  تقویت نفوذ آغ غالی در شمال مالی سهیم بوده است.

مرکز مالی  و شمال بورکینافاسو:

در بیشتر این مناطق، مبارزان «جیهه آزاد سازی ماسینا» به طور موثری مقامات مالی را بیرون رانده و این امر به آنها اجازه می دهد محدودیت های شدیدی را برای ساكنان اعمال كنند. این گروه در شمال بورکینافاسو نیز عملکرد مشابهی را در  اعمال کرده است.  آمادو رهبر «جیهه آزاد سازی ماسینا[2]» و طرفداران وی (از جمله کتیبه سِرما) ایدئولوژیی افراطی را ترویج کرده اند تا تنش های درون و وبین قومی در جامعه مالی را دامن بزنند.. اگرچه فولانی ها حضور بیشتری در میان مبارزان گروه های تروریستی ساحل دارند ، اما «جیهه آزاد سازی ماسینا» منحصراً از اعضای این گروه قومی تشکیل نشده است 7.

کوفا از جایگاه یک «مرجع دینی» که وی به عنوان یک امام از آن برخوردار است حملاتی را به رهبران سنتی، ، ترتیب داده است. «جیهه آزاد سازی ماسینا» نسخه ای سختگیرانه از شریعت را برای حل اختلافات و استانداردهای اجتماعی سختگیرانه ای را در ده ها روستای مرکز مالی، وضع کرده است.

در سال های اخیر ، بیش از سه چهارم خشونت «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» و کشتار های ناشی از آن در مناطق تحت سلطه «جیهه آزاد سازی ماسینا» رخ داده است. این گروه بیش از هر گروه دیگری از ائتلاف «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» غیرنظامیان را هدف قرار داده است. از هشت رویداد خشونت آمیز که غیرنظامیان را هدف قرار داده و به «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» نسبت داده شده ، هفت مورد در مرکز مالی یا در شمال بورکینافاسو یعنی منطقه تحت تصرف گروه مذکور انجام شده است. با افزایش نفوذ «جیهه آزاد سازی ماسینا» در این مناطق بین سالهای 2018 و 2020 ، مبارزان کوفا تقریباً در یک سوم حملات  غیرنظامیان را هدف قرار داده اند.

اتحاد کوفا و آغ غالی جاه طلبی های فردی این دو رهبر را افزایش داد و به لطف تعیین حدود مناطق نفوذ هر یک، مانع از آن شد که این دو  اردوگاه مقابل یکدیگر قرار گیرند. با این حال ، اهداف و روش های دو گروه متفاوت باقی مانده است. در حالی که اهداف آغ غالی اساساً سیاسی به نظر می رسند ، اهداف كوفا صریحا  در جهت گسترش خشونت آمیز  تفسیر او از اسلام و در نتیجه ، تحول اجتماعی است. در حقیقت ، اعضای  «جیهه آزاد سازی ماسینا» درمرکز مالی و شمال بورکینافاسو امامان و رهبران سنتی محلی که با ایدئولوژی کوفا مخالف بوده اند را در ملأ عام اعدام کرده اند ، پدیده ای که در سرزمین های  تحت حکومت انصارالدین بسیار کمتر وجود دارد. در شمال مالی ، افراد غیرنظامی در کمتر از 2٪ از حوادث منتسب به گروه های تشکیل دهنده «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» مورد هدف قرار گرفتند.

شرق بورکینافاسو و مناطق مرزی با نیجر:

 از  سال 2019 ، خشونت گروه های مرتبط با «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» در شرق بورکینافاسو ، در امتداد مرز با نیجر ، و سپس در مناطق مرزی با بنین و توگو افزایش یافته است. با توجه به اینکه این حملات در خارج از مناطق عملیاتی  «جیهه آزاد سازی ماسینا» یا انصار الدین رخ داده است ، نمی توان به طور قطع مشخص نمود کدام گروه مسئول این عملیات هاست. به نظر می رسد این رویدادها بیش از آنکه ناشی از ملاحظات ایدئولوژیک یا سیاسی باشد ، مربوط به تمایل برای کنترل فعالیت های استخراج طلا و مسیرهای تجاری است. تخمین زده می شود که مناطق تحت تأثیر ستیزه جویان سلفی توانایی تولید بیش از 725 کیلوگرم طلا با  ارزش 34 میلیون دلار در سال را دارند 8.. ارتباط با گروه های جنایتکار متهم به قاچاق و شکار غیرقانونی در این منطقه مرزی، شهرت «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» را تقویت کرده است تا جایی که به عنوان یک تهدید امنیتی رو به رشد قلمداد می شود.

جنوب غربی بورکینافاسو:

 بخشی از سه مرز واقع بین بورکینافاسو ، مالی و ساحل عاج ، تحت تأثیر قاچاق و ترانزیت سلاح های سبک  قرار دارد که همراه کالاهای عبور داده شده از ساحل عاج برای انتقال به مراکز خرید بزرگ مالی و بورکینافاسو را صورت می گیرد. این منطقه همچنین در حال تبدیل شدن به یک منطقه مهم برای استخراج طلاست. مجموعه حملاتی که «جیهه آزاد سازی ماسینا» از سال 2020 انجام داده و چشم انداز  استخراج طلا، خطر ناامنی در منطقه را افزایش داده است 9. همانند آنچه که در شرق بورکینافاسو اتفاق می افتد ، مبارزان «جیهه آزاد سازی ماسینا» ممکن است بخواهند حضور خود را در جنوب غربی بورکینافاسو تثبیت کنند تا برخی از بودجه حاصل از این فعالیتها را تصاحب کنند.

 

نقاط قوت ساختار «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین»

ساختار ائتلاف «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» برخی از مزیت ها را  به آن می بخشد. مجهول و ناشناخته بودن آن یکی از این مزیت هاست. ناتوانی از شناخت بخش های تشکیل دهنده «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» برای تحلیل نهادهای مختلف آن و اهداف و عملکردهای آنها در یک ائتلاف بزرگتر منجر به سوء تفاهم در مورد قدرت سازمان ، ابزارهای آن و پشتیبانی محلی آن می شود. همین امر سبب می شود آسیب پذیری های احتمالی شورشیان مربوط به آن نادیده گرفته شود.

اکثر اقدامات انجام شده توسط «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» بدون پذیرش مسئولیت آنها انجام می شود ، بنابراین نسبت دادن مسئولیت حملات به گروه های خاص و بنابراین پاسخگویی مناسب دشوارتر می شود. در حقیقت ، همانطور که شکل 2 و 3 نشان می دهد ، اقدامات خشونت آمیز انجام شده توسط «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» تا حدود زیادی منعکس کننده مناطق نفوذ گروه های مختلف زیر مجموعه آن است. این امر هماهنگی و سازگاری بالایی را نشان می دهد، و آنچه به عنوان گسترش «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» مشاهده می شود در واقع گسترش گروه های مختلف آن است.

   

ایده «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» متحد به همین ترتیب اختلافات رهبران و مبارزان آن را پنهان می کند. به عنوان مثال ، پس از مرگ رهبران المرابطون و «القاعده مغرب اسلامی» ، هیچ رهبر جدیدی قابل شناسایی نبود. به همین ترتیب ، مشخص نیست که سرنوشت مبارزان عادی چیست. شاید آنها در دیگر گروههای مبارز سلفی در منطقه ادغام شده و یا در زندگی محلی استحاله  شده اند. با توجه به ارتباط نزدیک آنها با گروه های جنایی در ساحل ، ممکن است به شبکه های جرایم سازمان یافته فراملی در شمال مالی یا حتی سازمان های قاچاق کالا یا استخراج طلا در بورکینافاسو پیوسته باشند. بنابراین ، حتی اگر «المرابطون»و «القاعده مغرب اسلامی» ظاهرا به طور جدی تضعیف یا حتی نابود شده باشند ، ابهام ساختار «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» شکست آنها را پوشانده و هرگونه تلاش برای خنثی کردن اقدامات آنها را دشوارتر می کند.

 

نقاط ضعف در ساختار سازمانی «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین»

اگرچه آغ غالی و کوفا تنها چهره های برجسته در ائتلاف هستند ، اما هیچ کس نمی داند که هر یک از آنها چه تاثیری بر گروه های مختلف در «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» دارند. آنها مطمئناً در موقعیتی نیستند که مانع سقوط گروه های شورشی به حوزه جرائم یا پیوستن به سوی رقبا شوند.

به عنوان مثال ، «جیهه آزاد سازی ماسینا» ، در مورد روش های تحمیل مالیات به مراتع و اینکه آیا مبارزان می توانند هر آنچه را که در جنگ به دست می آورند، به عنوان غنیمت شخصی برای خود نگه دارند شاهد اختلافات درونی بوده است (10). مبارزان غالباً در صورت عدم توافق با رهبر خود ،  گروه را ترک کرده، و به گروه دیگر می پیوندند یا مستقل می شوند ، که این مسأله به تبادل جنگجویان بین گروه های اسلام گرا و سایر گروه های مسلح در این منطقه وسیع منجر می شود.

ساختار «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» احتمالاً تنش های بین «انصار الدین»و «جیهه آزاد سازی ماسینا» را مخفی کرده  است. توحشی که «جیهه آزاد سازی ماسینا»  با آن مردم محلی را در مرکز مالی و شمال بورکینافاسو مقهور خود کرده است حاکی از آن است که دیدگاه افراطی کوفا در مورد اسلام در این جوامع حاکم است. این در نهایت می تواند او را در برابر آغ غالی  عملگرا قرار دهد ، که به نظر می رسد از نفوذ فزاینده ای که در شمال مالی از آن برخوردار است راضی است ، همانطور که در مذاکرات انجام شده در سال 2020 با هدف آزادی چهار گروگان خارجی در مقابل آزادی حدود 200 سلفی زندانی نشان داده شده است. کوفا در آرزوی خود برای گسترش عرصه عملیاتی «جیهه آزاد سازی ماسینا» ، ممکن است به دنبال فاصله گرفتن از نیرو های کمتر ایدئولوژیک «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» باشد. تاکنون ، ساختار ائتلاف این سازمان  به مهار تنش ها کمک کرده است ، اما باید منتظر ماند تا رقابت ها بین رهبران و ستوان های آنها بدتر شود.

تنش ها و درگیری های درونی میان گروههای مختلف سلفی جهادیست در ساحل چیز جدیدی نیست. اختلافات بر سر زمین و منابع ممکن است باعث ایجاد تنش بین «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» و دولت اسلامی در صحرای بزرگ (EIGS)  ، شود، و این در حالیست که ریشه های مشترک با هم دارند و در نبردهای اخیر با هم همکاری کرده اند 12. مذاکرات احتمالی بین آغ غالی و دولت مالی ممکن است روابط با EIGS را بدتر کند. مذاکرات جدید با دولت همچنین می تواند آغ غالی را در میان جهادیست های تندرو در صفوف «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» منزوی کند13.

شورشیان برای حفظ خود ، باید از پشتیبانی مردمی برخوردار باشند. افزایش حملات به غیرنظامیان که با گسترش «جیهه آزاد سازی ماسینا» از مرکز مالی همراه بود ، حاکی از آن است که چنین حمایتی وجود ندارد. از اکتبر 2018 ، «جیهه آزاد سازی ماسینا» احتمالاً 78٪ از حملات گروه های ستیزه جوی سلفی  علیه غیرنظامیان را ، انجام داده است. این تضاد عملکرد میان کتیبه ماسینا با سایر گروههای «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» کاملاً آشکار است و این حقیقت را نشان می دهد که مقاومت مردمی در مرکز مالی و شمال بورکینافاسو 14 ادامه دارد.

 251.jpg

 

 

توصیه ها

نیروهای امنیتی باید كار تحلیلی ظریفی را انجام دهند كه به آنها اجازه دهد گروه های مختلف تشکیل دهنده  «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» را شناسایی کرده تا بتوانند عملیات بی ثبات سازی آنها را بهتر خنثی كنند

نباید «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» را به عنوان یک نهاد عملیاتی واحد مشاهده کرد. بلکه باید یک رویکرد چند سطحی را در پیش گرفت. شناسایی و جداسازی گروههای عملیاتی اصلی ائتلاف «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» مهم است. شناختن «جیهه آزاد سازی ماسینا» و «انصارالدین» به طور عمده مهم است. همچنین شناخت بهتر عناصر فعال در شمال و شرق بورکینافاسو مهم خواهد بود. برای انجام این کار ، دولت ها و سرویس های امنیتی باید اطلاعاتی که به دست می آورند را بیشتر با یکدیگر به اشتراک بگذارند تا  تجزیه و تحلیل بهتری داشته باشند و همچنین آگاهی در مورد مکان و نحوه فعالیت نهادهای تشکیل دهنده «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» را ملموس تر کنند. 

مقابله با «جیهه آزاد سازی ماسینا» به تاکتیکهای ضد شورشی قوی تری نیاز دارد. این امر شامل اطمینان از حضور نیروی امنیتی در مکانهای کلیدی برای فشار بر جنگجویان «جیهه آزاد سازی ماسینا» است. جلوگیری از حرکت آزادانه آنها بین مرکز مالی و شمال بورکینافاسو توانایی آنها در سازماندهی و حمله را مختل می کند15.

هدف قرار دادن شبکه های غیرقانونی وابسته  به انصار الدین. انصار دین و آغ غالی در فضای سیاسی شمال مالی و گروه های مختلف مسلح جدایی طلب آن ریشه دوانده است. علاوه بر اقدامات ضد شورش ، اجرای قانون علیه شبکه های غیرقانونی مورد حمایت انصارالدین به منظور تضعیف عملیات آغ غالی مفید خواهد بود. اگر قاچاقچیان و مقامات محلی وابسته به  انصارالدین متوجه شوندکه قطعاً این همکاری باعث نظارت و دستگیری آنها خواهد شد ، آغ غالی  درک خواهد کرد که نفوذ سیاسی مورد نظرش در خطر است. تضعیف پایگاه سیاسی آغ غالی ، محروم کردن وی از منابع مالی و متحدانش به تسریع در برچیده شدن انصارالدین کمک می کند.

حفاظت از ساکنان جوامع محلی مناطق مورد منازعه. نیروهای ضد شورش باید بدانند که اکثریت قریب به اتفاق مردم محلی، گروه های ستیزه جوی سلفی وابسته به «جماعت نصرت الاسلام و المسلمین» ، به ویژه «جیهه آزاد سازی ماسینا» را رد می کنند و از آن می ترسند و خواستار حمایت و مساعدت نیروهای امنیتی هستند. مقامات دولتی و نیروهای امنیتی باید ایجاد روابط قوی با ساکنان مناطق آسیب دیده از این آفت را در اولویت قرار دهند.

در این راستا ، همکاری با مقامات محلی و جامعه مدنی به منظور توسعه پروژه هایی برای محافظت از ساکنان ، به منظور مقابله با خشونت علیه غیرنظامیان و خنثی کردن تلاش های  «جیهه آزاد سازی ماسینا» و حامیانش نسبت به آنها ، مهم خواهد بود. باید به مردم محلی در مناطق مشکل دار تضمین های امنیتی فزاینده و پایدار داده شود، همچنان که حفاظت از مقامات محلی ضروری خواهد بود، زیرا از وقتی به عنوان همکار دولت معرفی شوند احتمالاً در اسرع وقت توسط گروه های اسلام گرا مبارز هدف قرار خواهند گرفت16 . مقاماتی که در برابر ارعاب گروههای سلفی مسلح  مقاومت می کنند باید تقویت و محافظت شود.

همچنین لازم است به ساکنانی ، که از سر اجبار برای گروه های ستیزه جو کار کرده اند ، اطمینان داد که با سرکوب وحشیانه نیروهای امنیتی روبرو نخواهند شد. افراد محلی که در معادن دستی استخراج طلا در نزدیکی مسیرهای معروف قاچاق کار می کنند ، ممکن است به افزایش حضور نیروهای امنیتی بی اعتماد باشند. بنابراین ، تدوین برنامه ها و سیاست هایی که به حمایت از اقتصاد این جمعیت کمک کند ، به عهده دولت های محلی و ملی است. همکاری نزدیک با مقامات محلی برای تنظیم بهتر معدن و حمل و نقل صنایع دستی باعث بازگرداندن امنیت در بین شهروندان عادی می شود. این امنیت به نوبه خود فرصتهای اقتصادی این جمعیتها را تغییر خواهد داد.

تداوم تلاش ها برای یافتن  راه حل های سیاسی. گفته می شود آغ غالی و کوفا برای آتش بس با دولت مالی و گاه با مقامات محلی وارد مذاکره شده اند. خواسته های آنها غالباً قابل قبول نیست ، مانند خروج كامل نیروهای فرانسوی از منطقه یا اجرای تفسیر افراطی شریعت توسط مقامات دولتی. با این حال ، تا یافتن راه حل های سیاسی برای حل منازعات باید به گفتگو ادامه داد.

مذاکره همچنین مستلزم موضع گیری رهبران مختلف در مورد موضوعات اصلی است. این مهم برای درک اهداف رهبران ، بلکه همچنین برای افزایش آگاهی از موضوعات مورد مناقشه در درگیری ها مهم است. این گفتگو همچنین می تواند تفاوتهای اساسی میان گروه های تروریستی مختلف را نشان دهد. اختلافات بین اهداف آغ غالی و کوفا ، به ویژه در مورد تفسیر و اجرای شریعت ، همچنین می تواند انسجام ائتلاف آنها را تضعیف کند. تمایل آغ غالی و کوفا برای یافتن راه حل ، با مقامات ملی ، همچنین می تواند اختلافاتی را بین مبارزانی که به دنبال توافق سیاسی هستند و طرفداران راه حل های رادیکال تر در  ایجاد کند.

 

Notes

  1. ⇑ Toutes les données sur les événements violents et les décès imputés aux groupes du JNIM proviennent de la base de données du projet Armed Conflict Location & Event Data Project.
  2. ⇑ Alex Thurston, Jihadists of North Africa and the Sahel: Local Politics and Rebel Groups (Cambridge : Cambridge University Press, 2020).
  3. ⇑ Pauline Le Roux, « Le Centre du Mali face à la menace terroriste », Éclairage, Centre d’études stratégiques de l’Afrique, 25 février 2019.
  4. ⇑ Christian Nellemann, R. Henriksen, Riccardo Pravettoni, D. Stewart, M. Kotsovou, M.A.J. Schlingemann, Mark Shaw et éd. Tuesday Reitano, « World Atlas of Illicit Flows: A RHIPTO-INTERPOL-GI Assessment » (Oslo: RHIPTO Norwegian Center for Global Analyses, 2018), 8.
  5. ⇑ Geoff D. Porter, « AQMI Pleads for Relevance in Algeria », CTC Sentinel 12, n° 3 (West Point : Combating Terrorism Center, 2019).
  6. ⇑ Peter Tinti, « Drug Trafficking in Northern Mali: A Tenuous Criminal Equilibrium », Rapport d’analyse ENACT N° 14, septembre 2020.
  7. ⇑ Modibo Ghaly Cissé, « Comprendre les perspectives peules sur la crise au Sahel », Éclairage, Centre d’études stratégiques de l’Afrique, 24 avril 2020.
  8. ⇑ David Lewis and Ryan McNeil, « How Jihadists Struck Gold in Africa’s Sahel », Reuters, 22 novembre 2019.
  9. ⇑ Roberto Sollazzo et Matthias Nowak, « Tri-Border Transit: Trafficking and Smuggling in the Burkina Faso-Côte d’Ivoire-Mali Region », Security Assessment in North Africa, Small Arms Survey, octobre 2020.
  10. ⇑ Héni Nsaibia et Caleb Weiss, « The End of the Sahelian Anomaly: How the Global Conflict between the Islamic State and al-Qa`ida Finally Came to West Africa », CTC Sentinel 13, n° 7 (West Point : Combating Terrorism Center, 2020), 11.
  11. ⇑ Andrew Lebovich, « Mapping Armed Groups in Mali and in the Sahel », Conseil européen des relations internationales (2019).
  12. ⇑ Pauline Le Roux, « Comment l’État islamiste dans le Grand Sahara exploite les frontières au Sahel », Éclairage, Centre d’études stratégiques de l’Afrique, 21 juin 2019.
  13. ⇑ Alex Thurston, « Political Settlements with Jihadists in Algeria and the Sahel », West African Papers No. 18 (Paris : OCDE, 2018).
  14. ⇑ Anouar Boukhars, « The Logic of Violence in Africa’s Extremist Insurgencies », Perspectives on Terrorism 14, n°5 (2020).
  15. ⇑ Pauline Le Roux, « Répondre à l’essor de l’extrémisme violent au Sahel », Bulletin de la sécurité africaine n° 36 (Washington, DC: Centre d’études stratégiques de l’Afrique, 2019).
  16. ⇑ Fransje Molenaar, Jonathan Tossell, Anna Schmauder, Rahmane Idrissa, et Rida Lyammouri, « Le statu quo défié : la légitimité des autorités traditionnelles dans les zones d’État limité au Mali, au Niger et en Libye », rapport du CRU (The Hague: Clingendael Netherlands Institute of International Relations, 2019).

 

[1] یک جنبش جدایی طلب طوارق مستقر در شمال مالی

[2] جبهه آزادسازی ماسینا مستقیماً به امپراتوری فولانی ماسینا در قرن نوزدهم اشاره دارد ، که تقریباً منطقه ای از مرکز مالی تا شمال بورکینافاسو را در بر می گرفت

 

 

 

 

مرتبطات
بلندپروازی های داعش در آفریقا
«ابومصعب عبدالودود» سازنده مواد منفجره، سرکرده «القاعده در مغرب عربی»
انصار الاسلام : خیزش و سقوط یک گروه اسلام گرای افراطی نظامی در ساحل
شخصت واقعی «ابوالیقظان المصری» - تروریست تکفیری و نفوذی «احرار الشام» در سوریه
ارسال نظر