معرفی ابو محمد مقدسی
تاریخ انتشار : 1400/4/27
منبع : اختصاصی سایت مخاطر التکفیر

 زندگینامه ابو محمد مقدسی

ابو محمد عاصم بن محمد طاهر برقاوی مشهور به مقدسی، در سال 1959م در برقاو فلسطین به دنیا آمد و هنوز سه یا چهار بهار از زندگی او نگذشته بود که به همراه خانواده عازم کویت گردید و تا پایان دروس دوره دبیرستان در آنجا ماند، سپس به موصل عراق آمد و در دانشگاه موصل در رشته‌ی علوم مشغول به تحصیل شد؛ امّا آرزوی دیرینه اش این بود که در مدینه‌ی منوّره و در مسجد نبوی به تحصیل علوم شرعیه بپردازد؛ به همین جهت با برخی از اساتید در تماس شد تا این که بن باز در پیامی نسبت به برآورده شدن آرزوی او، پاسخ مثبت داد؛ لذا او پس از سه سال تحصیل در دانشگاه موصل، دروس آنجا را ناتمام گذاشته و راهی مدینه شد. در مدینه با اساتید مختلفی ملاقات کرد و افق‌های جدیدی در زمینه‌ی علوم شرعی برایش گشوده شد؛ بنابراین روی مطالعه کتب و آثار ابن تیمیه، ابن قیم، محمد بن عبد الوهاب، فرزندان و نوه‌های محمد بن عبد الوهاب و دیگر علمای نجدی، تمرکز نمود. اولین کتابی را که مطالعه نمود، نسخه‌ی قدیمی «الدرر السنیة» بود که وقت زیادی را روی مطالعه‌ی آن صرف کرد. مطالعه‌ی این کتب روی او تأثیرات زیادی گذاشت و در پی آن اولین کتابی را که تدوین نمود کتاب «ملة ابراهیم» بود.[1]

خیلی طول نکشید که سفرهای متعددی را به پاکستان و افغانستان آغاز کرد و در خلال آن با افراد معروف و سرشناس زیادی از اطراف عالم آشنا شد و به توصیه‌ی سید امام به فعالیت‌های تدریسی و قضائی در سازمان القاعده پرداخت تا این که با  همانند ایمن الظواهری، ابوعبیده پنجشیری، ابوحفص مصری، ابومصعب سوری و ... رابطه‌ی خوبی برقرار ساخت.[2]

در مواجهه با بعضی از غلات کافر، دست به تدوین کتب متعددی زد  و در مواجهه با جهمیه و مرجئه‌ی معاصر (طاغوت‌ها و حاکمان امروزی سرزمین‌های اسلامی که می‌گویند ما فرد مسلمان غیر مستحل را به خاطر گناه تکفیر نمی‌کنیم[3]) کتب ذیل را نوشت: «إمتاع النظر في كشف شبهات مرجئة العصر»، «تبصير العقلاء بتلبيسات أهل التجهم والإرجاء» و «الفرق المبين بين العذر بالجهل والإعراض عن الدين».[4]

در سال 1992م، عازم اردن گردید و مردم را به عبادت خدا و اجتناب از طاغوت دعوت کرد؛ برخی از درس‌ها را شروع کرد و با تکفیری های اردنی که در افغانستان با آن‌ها آشنا شده بود، ارتباط برقرار کرد. آوازه‌ی دعوت او خیلی زود در سراسر اردن پخش شد که واکنش تند حکومت را به دنبال داشت و سخت گیری‌هایی از سوی آنان بر مقدسی و هم فکرانش اعمال گردید.[5]

در سال 1994م، در پی فتوا دادن به جواز قیام علیه اشغالگران اسرائیلی در فلسطین بعد از کشتاری که در مسجد الخلیل داشتند، مقدسی و عده‌ی از هم فکرانش، دستگیر و به پانزده سال زندان محکوم گردید. در همان جلسه‌ی دادگاه، قضات و مردم حاضر در آن جا را دعوت به عبادت خدای یکتا و دوری از طاغوت نمود. سپس دعوت خود را در زندان ادامه داد و در مجموعه‌ی به نام «يا صاحبي السجن ءأربابٌ متفرّقون خير أم اللـه الواحد القهّار» روی موضوعات متعددی همانند توحید، شرک، عبادت، ملت ابراهیم، لا اله الا الله، شرایط و لوازم و نواقض ایمان تمرکز نمود و از این طریق در بین زندانیان دعوت خود را منتشر ساخت.[6]

پس از سپری نمودن نصف مدت حبسش، از زندان آزاد شد امّا سخت گیری‌ها همچنان بر او ادامه داشت و چندین بار از سوی اداره اطلاعات اردن، دست گیر شد.[7]

مقدسی بار دیگر به خاطر فتوا دادن به جواز عملیات علیه آمریکایی‌ها از سوی حکومت اردن که عمال آمریکا بودند، روانه‌ی زندان شد، پس از گذراندن چند ماهی را در زندان، دو باره آزاد گشت و همچنان به دعوت خود ادامه داد و مؤمنان را بر قتال با کفار تحریک کرد و در دفاع از عملیات هایی که در منطقه علیه آمریکایی‌ها صورت می‌گرفت کتاب «براءة الموحدين من عهود الطواغيت وأمانهم للمحاربين» را نوشت و تا به حال همچنان بر دعوت خود، ثابت قدم مانده است.[8]

مهم ترین آراء و عقاید ابو محمد مقدسی

1- معرفی نمودن جریان سلفی – جهادی (گروه های تکفیری) خود را به عنوان یک حرکتی که دارای دو ویژگی مهمی می‌باشد: یکی این که دعوت عامی به سوی توحید دارد و عمومیت آن هم از نظر دایره‌ی توحید است که اختصاص به شرک قبوری‌ها و قصوری‌ها ندارد و از هم نظر جغرافیا که اختصاص به سرزمین خاص یا مردم خاصی ندارد؛ هر چند که بر اساس سیاست شرعی و مصالح دعوت و جهاد، اولویت بندی را قبول دارد. دوم این که هم زمان با دعوت، برای پیاده سازی توحید، دست به جهاد می‌زنند؛ بنابراین نقطه‌ی افتراق این جریان، با جریان‌های سلفی - جهادی (گروه های تکفیری) دیگر در این است که برخی از آنان، دعوت خود را منحصر به شرک قبوری‌ها نموده و برخی بر شرک حاکمان، قانون گذران و قصوری‌ها و برخی بر آزاد سازی وطن شان.[9]     

2- در الف بای دعوت التوحید، قوانین دولتی ناقضی از نواقض اسلام به حساب می‌آید و کفر ورزیدن به آن و برائت جستن از وضع کنندگان آن، جزء اصول دعوت التوحید می‌باشد.[10]

3- ابو محمد مقدسی، برخی از شیوخ وهابی تکفیری خارجی همانند ابن باز، ابن عثیمین، البانی و ... را به خاطر بیعت کردن با حاکمان آل سعود و دعوت نمودن جوانان را به بیعت با آنان و قيام نکردن علیه آنان، تخطئه نموده ولی تکفیر نکرده؛ زیرا آنان مرتکب عمل کفری (بیعت با طاغوت) شده اند نه این که خود کافر شده باشند و عمل کفری غیر از تکفیر فاعل است؛ همان طوری که تکفیر عام غیر از حکم نمودن بر کفر فرد معین می‌باشد.[11]

4- نظام های امروزی، نظام فاسدی اند که فساد شان به خاطر ظلم شان نیست؛ بلکه به خاطر کفر آشکار، شرک صریح و ارتداد آشکاری است که جز با ریشه کن نمودن آن، قابل اصلاح نمی‌باشد.[12]

5- ما برای این که بتوانیم توحید را به صورت فراگیر در عالم منتشر سازیم، باید عقاید باطل موجود را تغییر دهیم؛ برای ایجاد تغییرات باید افراد کافی تربیت شود تا رهبری امت را بر عهده بگیرد؛ این افراد از خلال صندوق انتخابات، مدارس و ... به وجود نمی‌آید؛ بلکه از خلال مدرسه‌ی جهاد به وجود می‌آید که برای ایجاد آن، ابتدا باید دار الاسلامی برای مسلمین ایجاد کرد و به آنجا رفت و برادران هم فکر ما از نقاط مختلف عالم باید به آنجا هجرت نمایند تا زمینه برای این تغییر به وجود بیاید.[13]

6- جهاد علیه حکام امروزی که شریعت را تغییر داده اند از بزرگ ترین واجبات است و حتی بر جهاد با یهودیانی که فلسطین را اشغال نموده، مقدم می‌باشد.[14]

7- یک رافضی وقتی تکفیر معین می‌شود که شرایط تکفیر موجود و موانع آن مفقود باشد؛ مثلا قائل به تحریف قرآن باشد یا طعن بر عایشه وارد کند یا ... در این صورت می‌شود به او گفت: «یا کافر» و اگر شرایط موجود نباشد یا موانع مفقود نباشد، تکفیر عام می‌شود ولی به صورت معین تکفیر نمی‌شود.[15] تکفیر مطلق و تکفیر معین از تقسیم های بدعی ابن تیمیه حرانی است که وهابیت تکفیری خارجی از این واژگان زیاد استفاده می کنند درحالی که قبح و زشتی تکفیر مطلق به مراتب بالاتر از تکفیر معین است چون در تکفیر مطلق گروهی تکفیر می شوند و در تکفیر معین یک شخص معین تکفیر می شود مثل این که بگوییم خوارج یا وهابیت کافر هستند ولی تکفیر مطلق. این قبحش به مراتب بالاتر از تکفیر شخص معین است. مضافا بر این که بسیاری از راویان اهل تسنن شیعه و رافضی بودند. و تحریف قران اتهامی بزرگ به شیعه است.

8- مشروط بودن جواز عمليات استشهادی (تروریستی) به شروط ذیل: یکی این که انفجار دادن بمب از راه دور ممکن نباشد؛ دوم این که عملیات روی نظامیان دشمن انجام شود تا افراد بی‌گناه مانند اطفال به عمد مورد کشتار قرار نگیرد؛ سوم این که مصلحت قوی یا دفع مفسده‌ی بزرگی را در پی داشته باشد.[16]

9- حرام بودن عملیات انتحاری که عبارت است از کشتن خود به خاطر اعتراض بر قدر الهی یا خوف از قضای الهی یا صبر نکردن بر بلا و جراحات و امثال آن.[17]   

 

[1] صفحه ابو محمد المقدسی (http://www.ilmway.com/site/maqdis/MS_65.html)

[2] همان.

[3] ر.ک: أبو محمد، عاصم المقدسي، إمتاع النظر في كشف شبهات مرجئة العصر، ص4، منبر التوحید و الجهاد، چاپ دوم، 1420ه؛ تبصير العقلاء بتلبيسات أهل التجهّم والإرجاء وهو رد على كتاب (التحذير من فتنة التكفير)، ص4، منبر التوحید و الجهاد، بی‌تا.

[4] صفحه ابو محمد المقدسی (http://www.ilmway.com/site/maqdis/MS_65.html)

[5] همان.

[6] همان.

[7] همان.

[8] همان.

[9] حوار الشيخ أبي محمد المقدسي مع مجلة "العصر"، ص1، منبر التوحید و الجهاد.

[10] همان، ص3.

[11] همان، ص5.

[12] همان، ص9.

[13] همان، ص11.

[14] «تحاور الشيخ الأسير / أبو محمّد المقدسي» نداء الإسلام مقابلة في سجن البلقاء بالأردن في جمادى الآخرة لسنة 1418 هـ، ص17، منبر التوحید والجهاد.

[15] أجوبة أسئلة اللقاء المفتوح لأعضاء شبكة شموخ الإسلام مع فضيلة الشيخ أبِي مُحَمدٍّ المقدسي، منبر التوحید و الجهاد.

[16] «تحاور الشيخ الأسير / أبو محمّد المقدسي» نداء الإسلام مقابلة في سجن البلقاء بالأردن في جمادى الآخرة لسنة 1418 هـ، ص12-13، منبر التوحید والجهاد.

[17] همان، ص12.

مرتبطات
ارسال نظر