آیا گروه های تکفیری تجسم واقعی اسلام اصیل هستند؟
تاریخ انتشار : 1400/5/24

سوال

بروز و ظهور گروه های تکفیری و به ویژه داعش علاوه بر چالش های اجتماعی امنیتی چالش هایی اعتقادی نیز در بر داشته است. از جمله چالش های اعتقادی که در پی انفجار افراط گرایی مذهبی به وجود آمد می توان به ترسیم چهره ای خشن از اسلام و یکسان انگاری اسلام و داعش  اشاره کرد. بسیاری از بلندگوهایی تبلیغاتی در سطح جهان سعی کرده و می کنند تا داعش و دیگر برادران افراط گرای آن را به عنوان نمونه های اسلام اصیل و تجسم حقیقی آموزه های آن معرفی کنند. استفاده ستیزه جویان از منابع دینی به منظور توجیه خشونت های خود، آتش اسلام ستیزی که برخی رسانه های مغرض غربی افروخته اند را بیش از پیش شعله ور کرده و برای جوان مسلمان ایجاد شبهه می کند که آیا اسلامِ تروریست ها همان اسلام حقیقی است؟

پاسخ

متن و محتوا و نص و ظاهرِ قرآن و سنت  به روشن ترین بیان، تفکر افراط گرایانه گروهای تکفیری را رد می کنند به گونه ای که  هر منصفی به آنها مراجعه کند این حقیقت را می یابد که ایدئولوژی خانمان برانداز گروه های تکفیری با قرآن و تعالیم آن بیگانه است.  در این نوشتار از طرق مختلف ادله و شواهدی را بر همین تضاد آشکار میان پیام قرآن و آرمان تکفیر ارائه خواهیم نمود. علاوه بر اشاره به یکی از آیات قرآن برای این منظور ،  فهم متعارف جامعه اسلامی از تعالیم قرآن، و فهم عمیق و عالمانه علمای مسلمان از آن و حتی فهم غیر مسلمانانی که غیر جانبدارانه به منابع اسلامی و از آن جمله قرآن مراجعه کرده اند را مبنای شناخت حقیقت قرار می دهیم.

قرآن و منطق تروریسم

در حالیکه گروه هایی همچون داعش به راحتی حکم قتل کسانی که همفکر آنها نیستند را صادر می کنند و در این راه حتی برادران مسلمان خود را مرتدانی مهدور الدم تلقی نموده اند قرآن درباره نحوه برخورد با غیر مسلمانان می فرماید:

«لَا یَنهَاکُمُ اللهُ عَنِ الذینَ لَم یُقَاتِلُوکم فِی الدِینِ و لَم یُخرِجُوکُم مِن دِیارِکُم أَن تَبَرُّوُهم وَ تُقسِطُوا إلَیهِم إنَّ اللهَ یُحِبُّ المُقسِطِینَ»[1]:

خداوند شما را از رفتار نیک و عادلانه با (غیر مسلمانانی) که به خاطر دین با شما جنگ نکرده و شما را از خانه های خود بیرون نکرده اند ، منع نمی کند همانا که خدا عدالت پیشه گان را دوست دارد.

بنابراین بر اساس  قرآن، حتی با غیر مسلمانان نیز مادامی که اقدام به خشونت نکرده اند باید به نیکی و عدالت رفتار نمود و این یعنی نقطه مقابل گفتمان تروریسم جهادی.

عموم مسلمانان و دعوت گروه های تروریستی

علاوه بر این نحوه برخورد عموم مسلمانان که فهم آنها از اسلام در بستر آموزه های قرآنی و درک تاریخی از تعالیم اسلام شکل گرفته است، نشانه ای دیگر بر بیگانه بودن تفکر سلفی جهادی از قرآن است. جمعیت چند هزار نفری ستیزه جویان سلفی زده در مقابل جمعیت قریب به یک میلیارد و نیمی مسلمانان گواه این حقیقت است که جامعه اسلامی پاسخ منفی معنا داری به دعوت این جماعت متوهم داده است  و عملا مخالفت خود به عنوان پیروان اسلام را با آرمان تکفیر اعلام کرده است.

عالمان مسلمان و بدعت اسلام افراطی

افزون بر این عالمان مسلمان که عمر خویش را در شناخت اسلام و احکام آن صرف نموده اند بر تضاد میان دعوت افراط گرایان با حقیقت پیام قرآن تصریح نموده اند. به عنوان مثال در همان نخستین روزهای سر برآوردن پرچم سیاه داعش 120 نفر از علمای اسلام با انتشار نامه ای مملو از ارجاعات قرآنی و روایی، خطاب به خلیفه خود خوانده داعش بر غیر اسلامی بودن حرکت مذکور تاکید کردند. [2] در بخشی از این نامه در رد استفاده مکرر داعش از عبارت «بعثت بالسیف» آمده است :

این عبارت که بارها از زبان برخی اعضای منتسب به «دولت اسلامی» شنیده شده، اشتباهی فاحش و ترکیب آن مغالطه‌ای بسیار بزرگ را در خود جای داده است. اشتباهات این عبارت به این شرح است که خداوند تبارک و تعالی رسول خود(ص) را به عنوان رحمتی برای جهانیان فرستاده است. خداوند تعالی می‌فرماید: «و ما أرسلناک الا رحمة للعالمین» (الأنبیاء: 107) که این فرمایش برای هر زمان و مکان و برای همه هستی،‌سخنی صحیح است. خداوند رسول خویش (ص) را برای بشر، حیوانات،‌گیاهان،‌آسمان‌ها و برای جن و انس، به عنوان مایه رحمت و مهرورزی فرستاده است. این سخن، ‌مورد پذیرش همگان است. این فرمایش خداوند در قرآن کریم سخنی عام و بدون قید و هر امر دیگری است. اما عبارت « بعثت بالسیف»،‌برگرفته از یک حدیث است. این حدیث که روایتی خاص و غیر عام می‌باشد برای زمان و مکان مشخص و همچنین برای شرایط مشخصی در زمان گذشته صادر شده است. پس خلط میان قرآن و روایت به این شکل، ‌نارواست. همچنان که خلط میان عام و خاص و یا مطلق و مقید  نیز اشتباه است. زیرا خداوند تعالی رحمت را بر خود فرض و  واجب نموده است: کتب ربکم علی نفسه الرحمه. [3]

غیر مسلمانان و تروریست های مسلمان

ممکن است این ایراد یا ابهام مطرح شود که مسلمانان و علمای اسلام  در مواجهه با افکار عمومی در سطح بین الملل و به منظور حفظ آبروی اسلام به دروغ مدعی شده اند که اسلام با تفکر افراط گرایان مخالف است. لکن غیر مسلمانانی که انگیزه ای برای دفاع از اسلام نداشته اند نیز بر چنین حقیقتی تاکید و اعتراف کرده اند که دیدگاه برخی از آنها در ذیل می آید:

مارسل بیژِآر[4]:
حملات 11 سپتامبر نقطه عطفی در تاریخ روابط اسلام و غرب بوده و احساس ترس از اسلام را برانگیخته اند لکن به اشتباه، زیرا اسلام واقعی هیچ ارتباطی با این دیوانگان که بی گناهان را قتل عام کرده و سر می برند و برای این کار از برادران خود شروع کرده اند ندارد.[5]

برنارد لوئیس:
مبارزان مسلمان فرمان داده شدند که از کشتنِ زنان، کودکان، و سالمندان، مگر اینکه اولین حمله کنند باشد، شکنجه و بدرفتاری با زندانیان خودداری کنند؛ هشدار داده شده‌اند که به فرمان آتش‌بس سریعاً عمل کنند، به موافقت نامه‌ها احترام بگذارند. در هیچ زمانی در فقه سنتی، هر گونه تأیید و یا مشروعیت به آنچه که ما امروزه تروریسم می‌نامیم، اشاره‌ای نشده است. در واقع هیچ مدرکی دال بر استفاده از تروریسم وجود ندارد.».[6]

میشل او اِل بِک:
او از نویسندگان پرآوزه فرانسوی در عصر حاضر است که اظهار نظر های تند و گزنده اش نسبت به اسلام معروف شده است. وی در سال 2001 در  اظهار نظری اسلام ستیزانه گفته بود :

احمقانه ترین دین دنیا همچنان اسلام است، وقتی قرآن را می خوانیم دچار فروپاشی می شویم... فروپاشی.... اسلام خطرناک ترین دین دنیاست و از زمان ظهورش همینگونه بوده است[7]. 

او اِل بک در سال 2015 رمانی با نامsumission  ( تسلیم) را به رشته تحریر در آورد که به عنوان یک اثر اسلام ستیز معرفی شده است[8].  او در این رمان اوضاع سیاسی اجتماعی کشور فرانسه را در پی پیروزی یک مسلمان افراطی وابسته به اخوان المسلمین در انتخابات ریاست جمهوری ترسیم می کند اوضاعی که به اجرای اسلام افراط گرایانه و ایجاد خفقان منجر می شود.

با این وجود  وی در همان سال در یک مصاحبه رادیویی اعلام کرد که بعد از یک بار خواندن قرآن نظرش به طور کامل درباره اسلام عوض شده است. بخشی از مصاحبه وی که درین باره است را در این جا نقل می کنیم:

آنتوان دو كونز:  

شما در سال 2001 اظهار نظری خشن درباره قرآن داشتید ، مبنی بر اینکه اسلام احمقانه ترین دین در جهان است. من می خواهم بدانم چه چیزی باعث تغییر  شده است ...

میشل او اِلبک:

چه چیزی باعث شد نظرم عوض شود؟ به طور خاص خواندن قرآن ، شاید آن را به اندازه کافی خوب نخوانده بودم. اکنون فکر می کنم برداشت نسبتاً صادقانه از قرآن منجر به افراطی گری و تروریسم نمی شود. بلکه تفسیر بسیار غیر صادقانه ای لازم است تا منجر به تروریسم شود.[9]

وی در جای دیگر دلیل وجود برداشت های افراط گرایانه از قرآن را اینگونه توضیح می دهد:

مشکل این است که همیشه حاشیه ای در تفسیر وجود دارد. در واقع ، (تروریست ها) با گرفتن یک سوره و بهره برداری کامل از آن و حذف پنج سوره دیگر ، جهادیسم را نتیجه می گیرند. برای اینکه از خواندن قرآن به جهادیسم برسیم دوز بالایی از بی صداقتی لازم است.[10]

 

نویسنده: سعید غلامزاده

 

[1]  سوره ممتحنه(60): 8

[2] https://makhaterltakfir.com/fa/Article/View/5957/نامه-سرگشاده-علمای-جهان-اسلام-به-ابوبکر-بغدادی-بخش-دوم  

[3]https://makhaterltakfir.com/fa/Article/View/5956/نامه-سرگشاده-علمای-جهان-اسلام-به-ابوبکر-بغدادی-بخش-اول-/?SearchText=نامه%20سرگشاده%20علمای%20جهان%20اسلام%20به%20ابوبکر%20بغدادی&LPhrase=

[4] سیاستمدار و نظامی عالی رتبه فرانسوی (1916- 2010)

[5] Ma vie pour la France (2010), Marcel Bigeard, ed. Rocher, 2010, p 494

[6] Bernard Lewis and Buntzie Ellis Churchill, Islam: The religion and the People, Wharton School. Publishing, 2008, p 151

[7] Michel Hoiellebecq, septembre 2001, dans propos recueillis par Didier senecal, paru lire, septembre 2001.

[8] http://dw.de/p/1ENGr

[9] Michel Houellebecq, Le Grand Journal - Interview de Michel Houellebecq, Canal plus, 12 janvier 2015

[10] Michel Houellebecq, Michel Houellebecq : "Mon livre est une satire", France Inter, 7 janvier 2015

مرتبطات
ارسال نظر